۱۰ حقیقت شگفت انگیز ماه/ ماه کُره نیست!

 مدارگرد اکتشافی ماه که هفته گذشته به فضا پرتاب شد سطح ماه را با جزئیاتی بی سابقه نقشه برداری و ثبت خواهد کرد و حتی قادر خواهد بود مسیر حرکت کاوشگرهایی را که در گذشته بر روی این کره حرکت کرده اند را به ثبت برساند.
مهر: آغاز ماموریتهای اخیر ناسا به منظور شکل گیری مطالعات جدید بر روی کره ماه باعث شده تا به بررسی خصوصیات شگفت انگیزی از کره ماه پرداخته شود که شاید تکرار همیشگی این حقایق میزان توجه نسبت به ارزشهای علمی آن را کاسته باشد.


ماه
مدارگرد اکتشافی ماه که هفته گذشته به فضا پرتاب شد سطح ماه را با جزئیاتی بی سابقه نقشه برداری و ثبت خواهد کرد و حتی قادر خواهد بود مسیر حرکت کاوشگرهایی را که در گذشته بر روی این کره حرکت کرده اند را به ثبت برساند.
مدارگرد دیگر این ماموریت نیز طی دو مرحله با حفره شاکلتون در قطب جنوبی ماه برخورد خواهد کرد تا دانشمندان بتوانند موادی را که در نتیجه برخورد به بیرون پرتاب می شوند را مورد مطالعه قرار دهند. تمامی این هزینه ها و تلاشها با هدف کشف اطلاعات بیشتر و جدیدتر از قمر زمین است تا دانشمندان بتوانند ساختار اصلی این کره، تاریخچه دقیق آن و احتمال وجود آب در حفره های تاریک و مرموز ماه را کشف کنند.


نشریه لایو ساینس پس از آغاز ماموریتهای جدید ناسا در راستای بازگرداندن انسان به کره ماه، به بررسی ۱۰ حقیقت شگفت انگیز درباره ماه پرداخته است.

ضربه بزرگ: ماه در نتیجه برخوردی شکل گرفته است که از آن با نام برخورد عظیم یا برخورد بزرگ یاد می شود. اخترشناسان به منظور توضیح این پدیده نظریه ای را با این مضنون ارائه کرده اند: در حدود ۴٫۶ بیلیون سال پیش، جسمی عظیم در ابعاد سیاره مریخ اندکی پس از شکل گیری خورشید و منظومه خورشیدی با زمین برخورد کرده است. در نتیجه این برخورد ابری از صخره های تبخیر شده مرکب از اجرام کیهانی و بدنه زمین به مدار خارجی زمین پرتاب شد. این ابر به تدریج سرد و فشرده شده و حلقه ای کوچک را از اجرام جامد تشکیل داد که با جمع شدن این اجرام در کنار یکدیگر ماه کنونی شکل گرفت.

زمین عامل طلوع ماه: هر روز و طی زمانهای متغیر ماه از سمت شرق طلوع کرده و در سمت غرب غروب می کند. فرایندی که شباهت زیادی به روند حرکتی خورشید و دیگر ستاره ها دارد.
زمین در حال چرخش بر محور خود در جهت شرق است که این پدیده باعث نمایان شدن اجرام کیهانی و ناپدید شدن آنها در طول زمانی معین می شود. کره ماه نیز طی هر ۲۹٫۵ روز سفری مداری حول زمین دارد که این حرکت تدریجی در آسمان رو به شرق صورت می گیرد. به همین دلیل است که طلوع ماه در برخی روزها با ۵۰ دقیقه تاخیر صورت می گیرد. این شیوه حرکتی همچنین می تواند دلیل طلوع گاه به گاه زودهنگام ماه در هنگام عصر و یا در طول روز را توضیح دهد.

عدم وجود وجه تاریک: برخلاف آنچه به نظر می آید، ماه هیچ وجه تاریکی ندارد. ماه تنها وجه دور افتاده ای دارد که امکان مشاهده آن از زمین وجود ندارد. دلیل این پدیده به زمانهای گذشته باز می گردد. در گذشته های دور تاثیرات گرانشی زمین باعث کند شدن چرخش ماه حول محور خود شد. به محض اینکه چرخش ماه به اندازه ای کند شد تا با دوره چرخشی خود به دور زمین انطباق پیدا کند، تاثیر گرانشی زمین بر روی ماه تثبیت شد. به همین دلیل ماه در حال حاضر یک بار به دور زمین چرخیده و یک بار حول محور خود حرکت می کند و به دلیل اینکه هر دو این چرخشها در زمانی واحد شکل می گیرند، زمین تنها قادر به مشاهده یک وجه از کره ماه خواهد بود.

کمبود گرانش: کره ماه ۲۷ درصد از ابعاد زمین را با جرمی کمتر تشکیل می دهد. در عین حال گرانش موجود در کره ماه تنها ۱٫۶ گرانش کره زمین اندازه گیری شده است. به همین دلیل در صورتی که تکه سنگی در کره ماه از بالا به پایین پرتاب شود، سرعت سقوط آن بسیار کمتر از سرعت سقوط همان سنگ در زمین خواهد بود. همچنین در صورتی که وزن فردی در روی زمین ۶۸ کیلوگرم باشد، همان فرد در کره ماه ۱۱ کیلوگرم وزن خواهد داشت.

کوچک و بزرگ شدن قرص ماه: مدار حرکت ماه به دور زمین بر خلاف باور بسیاری بیضوی است و نه دایره. به همین دلیل فاصله میان مرکز زمین و مرکز ماه طی هر یک از دوره های کامل چرخش ماه، متغییر است. در نزدیکترین فاصله ماه به زمین که اصطلاحا حضیض خوانده می شود فاصله این دو جرم کیهانی از یکدیگر ۳۶۳ هزار و ۳۰۰ کیلومتر خواهد بود. این فاصله در نقطه عکس، یعنی در دورترین فاصله ممکن به ۴۰۵ هزار و ۵۰۰ کیلومتر افزایش پیدا می کند. به بیانی دیگر زمانیکه ماه در نزدیکترین فاصله خود از زمین کامل شود، ۱۴ درصد بزرگتر دیده شده و درخشش آن ۳۰ درصد افزایش خواهد یافت.

تاریخچه بمباران در ماه: حفره های موجود در سطح کره ماه می تواند گذشته سخت این کره را به خوبی آشکار سازد. به دلیل نبودن نزدیک به مطلق اتمسفر در ماه و کم بودن فعالیتهای درونی در این کره، تعداد حفره هایی که در اثر برخوردهای شدید در بیلیونها سال پیش در ماه به وجود آمده اند رکورد منحصر به فردی را به ثبت رسانده اند.
با تخمین تاریخ حفره های ماه، دانشمندان دریافته اند که سیاره زمین به همراه قمر خود در حدود چهار بیلیون سال پیش تحت بمباران شدید کیهانی بوده است.

کره ماه کره نیست: ماه شکل کروی و دوار ندارد بلکه تخم مرغی شکل است. در صورتی که ماه با دقت مورد مطالعه قرار گیرد می توان دید که مرکز ماه درواقع مرکز هندسی این قمر به شمار نمی رود و در واقع با مرکز واقعی کره دو کیلومتر فاصله دارد.

ماه لرزه: فضانوردان ماموریت آپولو طی بازدید خود از کره ماه از لرزه نگار استفاده کرده و دریافتند این جرم خاکستری جرمی مرده به شمار نمی رود. ماه لرزه های کوچک از کیلومترها پایین تر از سطح خارجی ماه سرچشمه می گیرند و اینگونه به نظر می رسد این لرزه ها تحت تاثیر کشش گرانشی زمین به وجود می آیند. شکستگی های کوچک و فوران گاز از نشانه های وجود ماه لرزه در این کره درخشان است.
به گزارش مهر، دانشمندان بر این باورند ماه نیز دارای هسته ای داغ و مذاب مشابه زمین است. اما اطلاعات به دست آمده از کاوشگر سازمان ناسا در سال ۱۹۹۹ نشان می دهد که ماه دارای هسته ای بسیار کوچک بوده که تنها دو تا چهار درصد از جرم کلی ماه را تشکیل می دهد. این ابعاد در برابر ابعاد هسته زمین که ۳۰ درصد از جرم کلی زمین را تشکیل می دهد کاملا ناچیز است.

تاثیر اقیانوسی: عامل اصلی جزر و مدهای موجود در زمین با در نظر نگرفتن تاثیرات اندک خورشید، کره ماه است. گرانش ماه باعث ایجاد کشش بر روی اقیانوسهای زمین می شود. در ماه جدید و کامل، خورشید، زمین و ماه در یک ردیف قرار می گیرند که این پدیده جزر و مد بیشتری را نسبت به شرایط عادی به وجود می آورد. زمانی که ماه در تربیع اول یا آخر قرار دارد خفیف ترین جزر و مد به وجود می آید. چرخش ۲۹٫۵ روزی ماه به دور زمین کاملا دوره ای نبوده و در نزدیکترین موقعیت ماه نسبت به زمین بیشترین جزر و مدها به حالت جهشی افزایش پیدا می کنند که به اصطلاح جزر و مد جهشی حضیضی خوانده می شوند.
به گزارش مهر، از دیگر تاثیرات جالب توجه کششهای قمری این است که ماه طی این جزر و مدها قسمتی از انرژی زمین را می رباید که این پدیده باعث کاهش ۱٫۵ میلی ثانیه ای سرعت زمین در هر قرن می شود.

خداحافظ ماه: با توجه به آنچه گفته شد، ماه سالانه مقادیری از انرژی زمین را ربوده و از آن برای بالا کشیدن خود به اندازه چهار سانتیمتر در بالاترین مدارش استفاده می کند. محققان معتقدند ماه زمانی که در حدود ۴٫۶ بیلیون سال پیش شکل گرفته است، فاصله ای برابر ۲۲ هزار و ۵۳۰ کیلومتر از زمین داشته است که این فاصله اکنون به ۴۵۰ هزار کیلومتر افزایش پیدا کرده است.
در عین حال سرعت چرخش زمین رو به کندی است و به همین دلیل روزهای زمین رو به طولانی تر شدن گذاشته اند. به تدریج صعود کشش سیاره زمین در میان یک خط فرضی میان مرکز زمین و ماه انباشته خواهد شد و به این شکل تغییرات چرخش سیاره ای زمین متوقف خواهد شد. در این صورت یک روز زمین برابر یک ماه خواهد شد. در صورت وقوع چنین پدیده ای که احتمال آن به بیلیونها سال در آینده نسبت داده شده است، یک ماه زمین بسیار طولانی شده و ماه به تدریج فاصله خود را از زمین افزایش خواهد داد.

 

حیوانات حسود شناسایی شدند!!

سگ - گربه
به گزارش شبکه خبر، پژوهشگران در تحقیقی جدید دریافتند، سگ ها و گربه ها نسبت به محبت کردن صاحبشان به انسان ها و به ویژه حیوانات دیگر حسودی می کنند.
بررسی پژوهشگران در انگلیس نشان می دهد، این حیوانات خانگی با نزدیک شدن فردی به صاحبشان بلافاصله شروع به زوزه کشیدن می کنند که تولید این صدای خاص فقط به علت برانگیخته شدن حس حسادت این حیوانات شکل می گیرد.
محققان بر این باورند که سگ ها در مقایسه با گربه ها کمتر حسادت می کنند اما در بیشتر مواقع دچار افسردگی می شوند که این حالت افسردگی را با خوابیدن های متوالی بروز می دهند.
در نتایج این تحقیقات این نکته مهم ذکر شده است که سگ ها و گربه ها مانند یک کودک دو ساله متوجه محیط اطرافشان هستند و می توانند حسادت کنند

 

انگشتر را در کدام انگشتتان می گذارید

 * انگشت شست
* انگشت اشاره
* انگشت وسط
* انگشت انگشتری
* انگشت کوچک
* انگشتر به دست نمی کنم .

جواب تست

انگشت شست : شما مجذوب کالاهای مدرن و روز هستید از مورد توجه قرار گرفتن لذت می برید شما تفریح کردن را دوست دارید از زندگی لذت می برید و همشه آماده هستید تا با چیزهای جدید رو به رو شوید .

انگشت اشاره : شما دارای اعتماد به نفس و مسئولیت پذیر هستید رهبری و هدایت ر ا دوست دارید و می توانید در ظاهر بسیار جدی و خشن باشید اما در باطن ملایم و حساس هستید .

انگشت وسط: بیشتر افرادی که در این گروه قرار دارند از رشد و بالندگی سر باز می زنند و بیشتر خودمحور هستند با و جود این همشه بی ریا هستند بخصوص نسبت به خانواده و دوستانشان .

انگشت انگشتری : شما فردی حساس و رومانتیک هستید عمیقا امید دارید تا عشقی بیابید که گرما بخش دل و ابدی باشد .

انگشت کوچک : شما فردی مهربان و متواضع هستید به جزئیات توجه می کنید و دوست ندارید در کارهایتان کوچکترین اشتباهی از شما سر بزند شما بیش از حد خود را به کار مشغول می کنید .

در چند انگشت : آن عده از افراد که در دو انگشت یا بیشتر انگشتر دارند اعتماد به نفس ندارند و همیشه مراقب هستند تا عشق واقعی شان را بیابند عاشق تجملات هستند اما آن را جایگزین ناقابلی برای دوستان و عاشق خود می دانند.

انگشتر به دست نمی کنید : شما خواستار زندگی ساده و بدون تجملات هستید فردی بی ریا ، قابل اطمینان ، آرام ، باهوش و سختکوش هستید و همیشه دوستدار آموختن چیزهای تازه اید . به دلیل احساس خجالتی که دارید از جمع دوری کرده و تا جایی که بتوانید از مشاجره پرهیز می کنید.

داستان کوتاه : همراز یكدیگر باشیم

در یک دهکده ای دور افتاده دو تا دوست زندگی می کردند. یکی از اونها جانسون و دیگری پیتر بود. این دو تا از کودکی با هم بزرگ شده بودند. آنقدر این دو دوست رابطه خوبی با هم داشتند که نصف اهالی دهکده فکر میکردند که ِاین دو نفر با هم برادرند. با این حال که هیچ شباهتی به هم نداشتند. اما این حرف اهالی نشان از اوج محبتی بود که بین این دو نفر وجود داشت. همیشه پیتر و جانسون راز دلشون رو به همدیگه میگفتند و برای مشکلاتشون با همدیگه همفکری میکردند و بالاخره یه راه چاره براش پیدا می کردند. اما اکثر اوقات جانسون این مسائل رو بدون اینکه پیتر بدونه با دوستای دیگه اش در میان میگذاشت.

وقتی پیتر متوجه این کار جانسون می شد ناراحت می شد اما به روش هم نمی آورد. چون آنقدر جانسون رو دوست داشت که حاضر نبود حتی برای یک دقیقه تلخی این رابطه رو شاهد باشه. به خاطر همین احترام جانسون رو نگه می داشت و باز هم مثل همیشه با اون درد دل می کرد. سالها گذشت و پیتر ازدواج کرد و رفت سر خونه زندگیش، اما این رابطه همچنان ادامه داشت و روز به روز عمیق تر می شد. یه روز پیتر می خواست برای یه کار خیلی مهم با خانواده اش بره به شهر. به خاطر همین اومد و به جانسون گفت من دارم می رم به طرف شهر، اما اگه امکان داره این کیسه پول رو توی خونت نگهدار تا من از شهر برگردم.

 جانسون هم پول رو گرفت و رفیقش رو تا دروازه خروجی بدرقه کرد. وقتی داشت به خونه برمی گشت، سر راه رفت پاتوق خودش و شروع کرد با دوستاش تفریح کردن. هوا دیگه داشت کم کم تاریک می شد و جانسون با دوستاش می خواست خداحافظی کنه. اما دوستاش گفتن هنوز که زوده چرا مثل هر شب نمی ری؟ اونم گفت که پولهای پیتر توی خونست و باید زودتر بره خونه و از پولها مراقبت کنه. خلاصه خداحافظی کرد و رفت. وقتی رسید خونه سریع غذاشو خورد و رفت توی اتاقش. پولها رو هم گذاشت توی صندوقش و گرفت تخت تخت خوابید. بی خبر از اتفاقی که در انتظارش بود ...

بله درست حدس زدید. چند نفر شبونه ریختن توی خونه و پولها رو با خودشون بردند! جانسون صبح که از خواب بیدار شد متوجه این موضوع شد و از ناراحتی داشت سكته می كرد ! تمام زندگیش رو هم اگه می فروخت نمی تونست جبران پولهای دزدیده شده رو بكنه. از ناراحتی لب به غذا هم نزد. دم دمای غروب بود که دید صدای در میاد. در رو که باز کرد دید پیتر اومده تا پولها رو با خودش ببره. وقتی جانسون ماجرا رو براش تعریف کرد، پیتر به جای اینکه ناراحت بشه و از دست جانسون عصبانی باشه، شروع کرد به خندیدن و گفت می دونستم، می دونستم که بازم مثل همیشه نمی تونی جلوی زبونت رو بگیری. اما اصلاً نترس. چون من فکرشو می کردم که این اتفاق بیافته. به خاطر همین چند تا سکه از آهن درست کردم و توی اون کیسه ریختم و اصل سکه ها رو توی خونه خودم نگه داشتم و چون می دونستم که کسی از این موضوع با خبر می شه و تو به همه می گی که سکه ها پیش تو بوده، خونه من امن تر از تو بود. الآن هم اصلاً نگران و ناراحت نباش شاید از دست من و این رفتارم ناراحت بشی، اما این درسی برات می شه که همیشه مسائلی رو که دیگران با تو در میون میگذارند توی قلبت محفوظ نگه داری و به شخص ناشناسی راز دلت رو بازگو نكنی ...

سالها گذشت و جانسون از اون اتفاق درس بسیار بزرگی گرفت. اینکه راز دیگران مثل راز دل خودش می مونه و باید برای حفظ اون راز تلاش کنه. همونطور که خودش از فاش شدن راز دلش ناراحت می شه دیگران هم از این موضوع امكان داره تحت تاثیر قرار بگیرند و چه بسا موجب سلب اطمینان و تیرگی رابطه دوستی هم بشود. بطوریكه صداقت و صفای دل شما نباید تحت هیچ شرایطی موجبات آسیب و نگرانی شما را فراهم نماید

داستان کوتاه : فرشته کوچک

درِ مطب دکتر به شدت به صدا درآمد. دکتر گفت در را شکستی! بیا تو. در باز شد و دختر کوچولوی نه ساله ای که خیلی پریشان بود به طرف دکتر دوید و گفت : آقای دکتر! مادرم! مادرم! و در حالی که نفس نفس میزد ادامه داد : التماس میکنم با من بیایید، مادرم خیلی مریض است. دکتر گفت :...

باید مادرت را اینجا بیاوری، من برای ویزیت به خانه کسی نمیروم. دختر گفت : ولی دکتر، من نمیتوانم، اگر شما نیایید او میمیرد! و اشک از چشمانش سرازیر شد.
دل دکتر به رحم آمد و تصمیم گرفت همراه او برود. دختر، دکتر را به طرف خانه راهنمایی کرد، جایی که مادر بیمارش در رختخواب افتاده بود. دکتر شروع کرد به معاینه و توانست با آمپول و قرص، تب او را پایین بیاورد و نجاتش دهد. او تمام شب را بر بالین زن ماند، تا صبح که علایم بهبودی در او دیده شد. زن به سختی چشمانش را باز کرد و از دکتر به خاطر کاری که کرده بود تشکرکرد. دکتر به او گفت : باید از دخترت تشکر کنی، اگر او نبود حتماً میمردی! مادر با تعجب گفت : ولی دکتر، دختر من سه سال است که از دنیا رفته! و به عکس بالای تختش اشاره کرد. پاهای دکتر از دیدن عکس روی دیوار سست شد. این همان دختر بود! یک فرشته کوچک و زیبا

داستان کوتاه : چه كشكی، چه پشمی

چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید.
از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختی در گرفت،
خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای را كه چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد.
دید نزدیك است كه بیفتد و دست و پایش بشكند.
در حال مستاصل شد...
از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت:
ای امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پایین بیایم.
قدری باد ساكت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا كرده و خود را محكم گرفت.
گفت:
ای امام زاده خدا راضی نمی شود كه زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی.
نصف گله را به تو می دهم و نصفی هم برای خودم...
قدری پایین تر آمد.
وقتی كه نزدیك تنه درخت رسید گفت:
ای امام زاده نصف گله را چطور نگهداری می كنی؟
آنهار ا خودم نگهداری می كنم در عوض كشك و پشم نصف گله را به تو می دهم.
وقتی كمی پایین تر آمد گفت:
بالاخره چوپان هم كه بی مزد نمی شود كشكش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد.
وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به گنبد امامزاده انداخت و گفت:
مرد حسابی چه كشكی چه پشمی؟
ما از هول خودمان یك غلطی كردیم
غلط زیادی كه جریمه ندارد.
كتاب كوچه
احمد شاملو

دایتان کوتاه : وصیت لقمان به فرزندش

لقمان حكیم در توصیه به فرزندش اظهار نمود:
فرزندم ! دل بسته به رضاى مردم و مدح و ذم آنان مباش ؛ زیرا هر قدر انسان در راه تحصیل آن بكوشد به هدف نمى رسد و هرگز نمى تواند رضایت همه را به دست آورد فرزند به لقمان گفت :
- معناى كلام شما چیست ؟ دوست دارم براى آن مثال یا عمل و یا گفتارى را به من نشان دهى .
لقمان از خواست با هم بیرون بروند بدین منظور از منزل همراه درازگوشى خارج شدند. پدر سوار شد و پسر پیاده دنبالش به راه افتاد در مسیر با عده اى برخورد نمودند. بین خود گفتند: این مرد كم عاطفه را ببین كه خود سوار شده و بچه خویش را پیاده از پى خود مى برد. چه روش زشتى است ! لقمان به فرزند گفت :
- سخن اینان را شنیدى . سوار بودن من و پیاده بودن تو را بد دانستند؟


گفت : بلى !
- پس فرزندم ! تو سوار شو و من پیاده به دنبالت راه مى روم پسر سوار شد و پدر پیاده حركت كرد باز با گروهى دیگر برخورد نمودند آنان نیز گفتند: این چه پدر بد و آن هم چه پسر بى ادبى است اما بدى پدر بدین جهت است كه فرزند را خوب تربیت نكرده لذا او سوار است و پدر پیاده به دنبالش راه مى رود در صورتى كه بهتر این بود كه پدر سوار مى شد تا احترامش محفوظ باشد اما اینكه پسر بى ادب است به خاطر اینكه وى عاق بر پدر شده است از این رو هر دو در رفتار خود بد كرده اند
لقمان گفت : سخن اینها را نیز شنیدى ؟
گفت : بلى !
لقمان فرمود:
- اكنون هر دو سوار شویم هر دو سوار شدند در این حال گروهى دیگر از مردم رسیدند آنان با خود گفتند: در دل این دو آثار رحمت نیست هر دو سوار بر این حیوان شده اند و از سنگینى وزنشان پشت حیوان مى شكند اگر یكى سواره و دیگرى پیاده مى رفت ، بهتر بود. لقمان به فرزند خود فرمود: شنیدى ؟
فرزند عرض كرد: بلى !
لقمان گفت : حالا حیوان را بى بار مى بریم و خودمان پیاده راه مى رویم مركب را جلو انداختند و خودشان به دنبال آن پیاده رفتند باز مردم آنان را به خاطر اینكه از حیوان استفاده نمى كنند سرزنش كردند.
در این هنگام لقمان به فرزندش گفت :
- آیا براى انسان به طور كامل راهى جهت جلب رضاى مردم وجود دارد؟ بنابراین امیدت را از رضاى مردم قطع كن و در اندیشه تحصیل رضاى خداوند باش ؛ زیرا كه این كار آسانى بوده و سعادت دنیا و آخرت در همین است .

 

داستان کوتاه : تکه ای که دوست نداری

 شیوانا صبح زود از مقابل مغازه نانوایی عبور می کرد. دید نانوا عمدا مقداری آرد ارزان جو را با آرد مرغوب گندم مخلوط می کند تا در طول روز به مردم به اسم نان مرغوب گندم بفروشد و سود بیشتری به دست آورد. شیوانا از مرد نانوا پرسید:" آیا دوست داری با آن بخش از وجودت که به تو دستور این کار را داد و الآن مشغول انجام این کار است تمام عمر همنشین باشی!؟"
مرد نانوا با مسخرگی پاسخ داد:" من فقط برای مدتی اینکار را انجام خواهم داد و بعد که وضع مالی ام بهتر شد اینکار را ترک می کنم و مثل بقیه نانواها آدم درست و صادقی می شوم!؟"
شیوانا سری تکان داد و گفت:" متاسفم دوست من!! هر انسانی که کاری انجام می دهد بخشی از وجود او می فهمد که قادربه این کار هست. این بخش همه عمر با انسان می آید. در نگاه و چهره و رفتار و گفتار و صدای آدم خودش را نشان می دهد. کم کم انسان های اطراف ات هم می فهمند که چیزی در وجود تو قادر به این جور کارهای خلاف است و به خاطر آن از توفاصله می گیرند. تو کم کم تنها می شوی و این بخش که تو دیگر دوستش نخواهی داشت همچنان با تو همراه خواهد شد و نهایتا وقتی همه را از دست دادی فقط این بخش از وجودت یعنی بخشی که قادر به فریب است در کلک زدن مهارت دارد با تو می ماند و تو مجبوری تمام عمر با تکه ای که دوست نداری زندگی کنی و حتی در آن دنیا با همان تکه همراه شوی! اگر آنها که محض تفنن و امتحان به کار خلافی دست می زنند و گمان می کنند بعد از این تجربه قادر به بازگشت به حالت پاکی و عصمت اولیه نیستند و بخشی از وجود آنها نسبت به توانایی خود در خطاکاری آگاه و بیدار می شود و همیشه همراهشان می آید ، شاید از همان ابتدا هرگز به سمت کار خلاف حتی برای امتحان هم نمی رفتند

آیا میدانید ؟

 آیا می‌دانید یک انسان ۸ ثانیه بعد از قطع گردن هنوز به هوش است.
آیا می‌دانید سالی ۵۰۰ شهاب سنگ به زمین برخورد می‌کنند.
آیا می‌دانید خورشید روزی ۱۲۶٫۰۰۰ میلیارد اسب بخار انرژی به زمین می‌فرستد.
آیا می‌دانید کوچک‌ترین زمین فوتبال ساخته شده یک بیست هزارم یک تار مو است (نانو).
آیا می‌دانید با دویدن می‌توان مسافر زمان بود و کسری از ثانیه از دیگران بیشتر عمر کرد.
آیا می‌دانید ۵۶ درصد افرادی که دست چپ هستند، تایپیستند.
آیا می‌دانید برای تولید ۱ لیتر بنزین ۲۳٫۵تن گیاه در گذشته مدفون شده است.
آیا می‌دانید هر ۱ دقیقه نسل یک موجود زنده منقرض می‌شود.
آیا می‌دانید داوینچی با یک دست می‌نوشت و با دست دیگر نقاشی می‌کشید.
آیا می‌دانید گوش و بینی در تمام طول عمر رشد می‌کنند.
آیا می‌دانید آب دریا بهترین ماسک صورت است.
آیا می‌دانید در ساخت برج ایفل ۲٫۵ میلیون پیچ و مهره به کار رفته است.
آیا می‌دانید بینی انسان قادر به تشخیص ۱۰٫۰۰۰ نوع بوی مختلف است.
آیا می‌دانید انرژی که خورشید در ۱ ثانیه تولید می‌کند برای مصرف ۱ میلیون سال زمین کافی است.
آیا می‌دانید غیرممکن است که بتوانید با چشم باز عطسه کنید.
آیا می‌دانید ما در طول زندگیمان ۱۸ کیلو پوست می‌اندازیم.
آیا می‌دانید رنگ مورد علاقه ۸۰ درصد آمریکایی‌ها آبی است!
آیا می‌دانید وقتی شخصی در سریلانکا سرش را از طرفی به طرفی دیگر تکان می‌دهد یعنی باشه.
آیا می‌دانید در این دنیا تعداد جوجه‌ها از آدم‌ها بیشتر است.
آیا می‌دانید نوارهای لاستیکی خیلی طول می‌کشد تا سرد شوند.
آیا می‌دانید مغز در هنگام خواب فعال‌تر از وقتی است که تلویزیون می‌بینید.
آیا می‌دانید اگر مادران در زمان بارداری سیب به خصوص سبز استفاده کنند نوزادانشان زیبا می‌شوند.
آیا می‌دانید مادران باردار از انگور و جوانه گندم و امگا ۳ استفاده کنند بچه‌های آن‌ها تیزهوش می‌شوند.
آیا می‌دانید خورشید فقط ۱ بر ۴۰٫۰۰۰جرم خود را از دست داده است.
آیا می‌دانید ایران ۱۰۱۸ شهر دارد.
آیا می‌دانید پر آب‌ترین رود ایران کارون در خوزستان است.
آیا می‌دانید بام ایران استان چهارمحال و بختیاری است.
آیا می‌دانید هر فردی در طول ۲۴ ساعت ۲۳ هزار بار نفس می‌کشد

رنجش

روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر بود .
علت ناراحتی اش را پرسید . شخص پاسخ داد :
در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم . سلام کردم.
جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت .
و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم .
سقراط گفت : چرا رنجیدی ؟ مرد با تعجب گفت :
خوب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت کننده است .
سقراط پرسید : اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده
و از درد به خود می پیچد
آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی ؟
مرد گفت : مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم .
آدم از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود .
سقراط پرسید :
به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی ؟
مرد جواب داد : احساس دلسوزی و شفقت .
و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم .
سقراط گفت : همه این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی .
آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود ؟
و آیا کسی که رفتارش نا درست است ، روانش بیمار نیست ؟
اگر کسی فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود ؟
بیماری فکری و روان نامش غفلت است.
و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد .
و به او طبیب روح و داروی جان رساند .
پس از دست هیچ کس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده .
" بدان که هر وقت کسی بدی می کند در آن لحظه بیمار است . "

آیا می دانید

 داوينچي همزمان با يک دست مي نوشت و با يک دست نقاشي ميکرد!

 

هيتلر از مکان هاي بسته وحشت داشت!

 


مار مي تواند تا نيم ساعت بعد از قطع شدن سرش نيش بزند!

 


هر انسان تا 8 ثانيه بعد از قطع گردنش هنوز به هوش است!

 


اغلب مارها 6 رديف دندان دارند!!

 


وقتي به خورشيد نگاه مي کنيد 8 دقيقه قبل از آن را مشاهده ميکنيد

قلب ميگو در سر آن واقع است .

 

ظروف پلاستيکي تقريبا 50 هزار سال در برابر تجزيه مقاومند .

 

حدود 250 نفر از محققان ( ناسا ) ايراني هستند و رئيس کامپيوتر ناسا يک ايراني است .

 

دانشمندان دريافته اند مورچه ها هم مانند انسان ها صبح ها خميازه ميکشند .

 

حس بويائي مورچه با سگ برابري ميکند .


کوچکترين سگ دنيا ((دارکيده پتز بورگ)) نام دارد که 600 گرم وزن دارد .

داستان حصرت محمد و عزراییل

روزی رسول خدا (صل الله علیه و آله) نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد
پیامبر(صل الله علیه و آله) از او پرسید:
ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی
آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟
عزارییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:…

۱- روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست همه سر نشینان کشتی غرق شدند، تنها یک زن حامله نجات یافت او سوار بر پاره تخته کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم، دلم به حال آن پسر سوخت.
۲- هنگامی که شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و جواهرات برای ستونها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل نمود. وقتی خواست به دیدن باغ برود همین که خواست از اسب پیاده شود و پای راست از رکاب به زمین نهد، هنوز پای چپش بر رکاب بود که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را بگیرم، آن تیره بخت از پشت اسب بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد، دلم به حال او سوخت بدین جهت که او عمری را به امید دیدار باغی که ساخته بود سپری کرد اما هنوز چشمش به باغ نیفتاده بود اسیر مرگ شد.
در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر (صل الله علیه و آله) رسید و گفت ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید: به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکی بود که او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم و از آن جزیره دور افتاده نجاتش دادیم و او را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاهی رساندیم، در عین حال کفران نعمت کرد و خود بینی و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت، سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانیان بدانند که ما به آدمیان مهلت می دهیم و لی آنها را رها نمی کنیم

داستان کوتاه : کشاورز و مرد جوان

 مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر ِ زیباروی کشاورزی بود. به نزد کشاورز رفت تا از او اجازه بگیره. ?کشاورز براندازش کرد و گفت: پسر جان، برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر رو یک به یک آزاد میکنم، اگر تونستی دم هر کدوم از این سه گاو رو بگیری، میتونی با دخترم ازدواج کنی. مرد جوان در مرتع، به انتظار اولین گاو ایستاد. در طویله باز شد و بزرگترین و خشمگین‌ترین گاوی که تو عمرش دیده بود به بیرون دوید. فکر کرد یکی از گاوهای بعدی، گزینه ی بهتری خواهد بود،?پس به کناری دوید و گذاشت گاو از مرتع بگذره و از در پشتی خارج بشه. دوباره در طویله باز شد. ?باورنکردنی بود! در تمام عمرش چیزی به این بزرگی و درندگی ندیده بود. با سُم به زمین میکوبید، خرخر میکرد و وقتی او رو دید، آب دهانش جاری شد. گاو بعدی هر چیزی هم که باشه، باید از این بهتر باشه. به سمتِ حصارها دوید و گذاشت گاو از مرتع عبور کنه و از در پشتی خارج بشه.مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر ِ زیباروی کشاورزی بود. به نزد کشاورز رفت تا از او اجازه بگیره. ?کشاورز براندازش کرد و گفت: پسر جان، برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر رو یک به یک آزاد میکنم، اگر تونستی دم هر کدوم از این سه گاو رو بگیری، میتونی با دخترم ازدواج کنی. مرد جوان در مرتع، به انتظار اولین گاو ایستاد. در طویله باز شد و بزرگترین و خشمگین‌ترین گاوی که تو عمرش دیده بود به بیرون دوید. فکر کرد یکی از گاوهای بعدی، گزینه ی بهتری خواهد بود،?پس به کناری دوید و گذاشت گاو از مرتع بگذره و از در پشتی خارج بشه. دوباره در طویله باز شد. ?باورنکردنی بود! در تمام عمرش چیزی به این بزرگی و درندگی ندیده بود. با سُم به زمین میکوبید، خرخر میکرد و وقتی او رو دید، آب دهانش جاری شد. گاو بعدی هر چیزی هم که باشه، باید از این بهتر باشه. به سمتِ حصارها دوید و گذاشت گاو از مرتع عبور کنه و از در پشتی خارج بشه. برای بار سوم در طویله بار شد. لبخند بر لبان مرد جوان ظاهر شد. این ضعیف ترین، کوچک ترین و لاغرترین گاوی بود که تو عمرش دیده بود. این گاو، برای مرد جوان بود! در حالی که گاو نزدیک میشد، در جای مناسب قرار گرفت و درست به موقع بر روی گاو پرید. دستش رو دراز کرد... اما گاو دم نداشت!..زندگی پر از فرصت های دست یافتنیه. بهره گیری از بعضی هاش ساده ست، بعضی هاش مشکل. اما زمانی که بهشون اجازه میدیم رد بشن و بگذرن (معمولاً در امید فرصت های بهتر در آینده)، این موقعیت ها شاید دیگه موجود نباشن. برای همین، همیشه اولین شانس رو بچسب

دانستنی ها : معنای نام کشورهای جهان

آرژانتین: سرزمین نقره (اسپانیایی)

آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما / آفتابی جنوبی (لاتین، یونانی)

آلبانی: سرزمین کوه نشینان

آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن (فرانسوی، ژرمنی)

آنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود

اتریش: شاهنشاهی شرق (ژرمنی)

اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان (یونانی)

ازبکستان: سرزمین خودسالارها (سغدی، ترکی، فارسی دری)

اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی (فنیقی)

استرالیا: سرزمین جنوبی (لاتین)

استونی: راه شرقی (ژرمنی)

اسرائیل: جنگیده با خدا (عبری)

اسکاتلند: سرزمین اسکات ها (لاتین)

افغانستان: سرزمین قوم افغان (فارسی)

اکوادور: خط استوا (اسپانیایی)

الجزایر: جزیره ها (عربی)

السالوادور: رهایی بخش مقدس (اسپانیایی)

امارات متحده عربی: شاهزاده نشین های یکپارچه عربی (عربی)

اندونزی: مجمع الجزایر هند (فرانسوی)

انگلیس: سرزمین پیر استعمار (ژرمنی)

اوروگوئه: شرقی

اوکراین: منطقه مرزی (اسلاوی)

ایالات متحده امریکا: از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی

ایتالیا: شاید به معنی ایزد (یونانی)

ایران: سرزمین آریایی ها٬ برگرفته از واژهٔ «آریا» به معنی نجیب و شریف

ایرلند: سرزمین قوم ایر (انگلیسی)

ایسلند: سرزمین یخ (ایسلندی)

باهاما: دریای کم عمق یا ریشدارها (اسپانیایی)

بحرین: دو دریا (عربی)

برزیل: چوب قرمز

بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان (لاتین)

بلژیک: سرزمین قوم بلژ از اقوام سلتی، واژه بلژ احتمالاً معنی کیسه می داده

بلیز: یا از نام دزدی دریایی به نام والاس یا از واژه ای بومی به معنای آب گل آلود

بنگلادش: ملت بنگال (بنگلادشی)

بوتان: تبتی تبار

وتسوانا: سرزمین قوم تسوانا

بورکینافاسو: سرزمین مردم درستکار

بولیوی: از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریکای لاتین

پاراگوئه: این سوی رودخانه

پاکستان: سرزمین پاکان (فارسی دری)

پاناما: جای پر از ماهی (زبان کوئِوا)

پرتغال: بندر قوم گال از اقوام سلتی (لاتین)

پورتوریکو: بندر ثروتمند (اسپانیایی)

تاجیکستان: سرزمین تاجیک ها (فارسی دری)

تانزانیا: این نام از همامیزی تانگانیگا سرزمین دریاچه تانگا + زنگبار گرفته شده

تایلند: سرزمین قوم تای

ترکمنستان: سرزمین ترک + ایمان = ترکیمان = ترکمان = ترکمن سرزمین ترک هایی که مسلمان شده اند (مربوط به سده های آغازین اسلام)

ترکیه: سرزمین قوی ها (ترکی با پسوند عربی)

جامائیکا: سرزمین بهاران

جیبوتی: شاید به پادری بافته از الیاف نخل می گفتند (زبان آفار)

چاد: دریاچه (زبان بورنو)

چین: سرزمین مرکزی (چینی)

دانمارک: مرز قوم “دان”

دومینیکن: کشور دومینیک مقدس (اسپانیایی)

روسیه: کشور روشن ها، سپیدان

روسیه سفید / بلاروس: درخشنده روس / سفید روسی

رومانی: سرزمین رومی ها

زلاند نو: زلاند جدید (زلاند نام یکی از استان های هلند به معنای دریاست)

ژاپن: سرزمین خورشید تابان (ژاپنی)

سریلانکا: جزیره باشکوه (سنسکریت)

جزایر سلیمان: از نام حضرت سلیمان

سوئد: سرزمین قوم “سوی”

سوئیس: سرزمین مرداب

سودان: سیاهان (عربی)

سوریه: سرزمین آشور (سامی)

سیرالئون: کوه شیر

شیلی: پایان خشکی / برف

عراق: شاید از ایراک به معنای ایران کوچک (فارسی)

عربستان سعودی: سرزمین بیابانگردان در تملک خاندان خوشبختواژه عرب به معنی گذرنده و بیابانگرد استسعود یعنی خوشبخت.

فرانسه: سرزمین قوم فرانک از اقوام سلتی

فلسطین: یکی از اسامی قدیم رود اردن

فنلاند: سرزمین قوم “فن”

فیلیپین: از نام پادشاهی اسپانیایی به نام فیلیپ

قرقیزستان: سرزمین چهل قبیله قرقیزی

قزاقستان: سرزمین کوچگران قزاقی

قطر: شاید به معنای بارانی (عربی)

کاستاریکا: ساحل غنی (اسپانیایی)

کانادا: دهکده زبان سرخپوستی “ایروکوئی”

کلمبیا: سرزمین کلمب (کریستف کلمب) (اسپانیایی)

کنیا: کوه سپیدی (زبان کیکویو)

کویت: دژ کوچک هندی (عربی)

گرجستان: سرزمین کشاورزان (یونانی)

لبنان: سفید (عبری)

لهستان: سرزمین قوم “له”

لیبریا: سرزمین آزادی

مجارستان: سرزمین قوم مجار (مجاری)

مراکش: مغرب

مصر: شهر، آبادی

مقدونیه: سرزمین کوه نشین ها، بلندنشین ها (یونانی)

مکزیک: اسپانیای جدید (اسپانیایی)

موریتانی: سرزمین قوم مور (لاتین)

میکرونزی: مجمع الجزایر کوچک فراسوی

نروژ: راه شمال

نیجر: سیاه (لاتین)

نیجریه: سرزمین سیاه (لاتین)

نیکاراگوئه: دریای نیکارائو (نام مردم آن منطقه) آگوئه (اسپانیایی)

واتیکان: گرفته شده از نام تپه ای به نام واتیکان (اتروسکی)

ونزوئلا: ونیز کوچک

ویتنام: اقوام “ویت” جنوبی (ویتنامی)

ویلز: بیگانگان (ژرمنی)

هلند: سرزمین چوب آلمانی

هند: پر آب (فارسی باستان)

هندوراس: ژرفناها (اسپانیایی)

یمن: خوشبخت

یونان: سرزمین قوم “یون”

چگونه جذاب شویم ؟!

 چگونه جذاب شویم
جذابیت چیزی سوای زیبای است. شخصی می تواند زیبا باشد ولی هرگز جذاب نباشد و همچنین می تواند جذاب باشد ولی زیبا نباشد طرز سلوک آدمی انتخاب لباسها , حالت های روانی و ….در این امر, مو است.اگر می خواهید فردی موفق و نافذ در قلب ها باشید و از موفقیت لذت ببرید, نخست باید با خودتان ارتباط صحیح برقرار کنید. زیرا معنی و مفهوم رویداد های زندگی را خودتان تایین می کنید. وقتی تمیز و مرتب باشید این هماهنگی شما را جذاب می کند. آن چه مهم است تمیز و مرتب بودن در عین سادگی است. افرادی که به آراستگی خود توجه ندارند از جذابیت و نفوذ خود بر دیگران می کاهند.بیشتر افراد برای آن که جذاب باشند شلوغ می کنند و مدام حرف می زنند و این بزرگترین اشتباه برای جذاب بودن است. دوستی حرف زیبایی می زد و می گفت:نگفتن صلاح است, کم گفتن طلا است , پر گفتن بلا است
سکوت تاثیر روانی فوق العاده ای دارد و شما را با شخصیت تر و عاقل تر و قابل اعتماد تر معرفی می کند که برای ایجاد صمیمیت و تداوم آن زمینه مساعدی است.ولی سکوت نباید ناشی از خجالت و عدم اعتماد به نفس باشد. در این صورت از جذابیت می کاهد. وقتی نرم و با لطافت و متانت صحبت کنید نخستین گام برای جذاب بودن را برداشته اید. داد و فریاد را نیندازید. ادم های عصبی و خشن برای صمیمیت, نا مناسب هستند و هرگز جذاب نخواهد بود.


مودب باشید, افراد بی ادب که ظاهری آراسته دارند هرگز مورد علاقه دیگران نخواهند بود.اگر صبح ناراحت و کسل از خواب بیدار شده اید به جای آرامی بروید و به آهستگی با خود تکرار کنید: من خوشحالم, می می خواهم شاد و جذاب باشم. یا در هنگام برخاستن از خواب به راز و نیاز با پروردگارتان بپردازید و در ادامه بگویید : امروز سلامتی , موفقیت شادی زیبایی جذابیت و صمیمیت به من تعلق دارد و آن گاه در طلب این خواسته ها گام بردارید.همیشه تبسم کنید ولی شوخی زیادی از جذابیت می کاهد. در تبسم , سنگینی و متانت است و جذابیت ولی در خنده و شوخی بی مورد سبکی و کاهش جذابیت.
قاطع باشید و هدفهای تان را مشخص کنید افراد مصمم و پر تلاش, چون همیشه دارای برنامه ریزی منظمی هستند, دارای جذابیت زیادی می باشند.آن ها با اعتماد به نفس به اینجاد روابط صمیمانه خود ادامه می دهند.هدیه دادن فوران و انفجار صمیمیت است. به ویژه اگر طرف مقابل انتظار این هدیه را نداشته باشد و هرگز اهمیتی ندارد که هدیه چه نوع یا جنسی باشد. مهم اهمیت دادن به طرف مقابل است.مواظب صحبت ها و افکارتان باشید زیرا ذهن نیمه هوشیارتان هر اعتقادی را که به زبان بیاورید, در خود حفظ می کند و آن را می پذیرد با صحبت های شیرین و دلچسب روحیه خود را تقویت و شاد کنید و از واژه های نمی توانم و نمی شود و ….. هرگز استفاده نکنید و به این فکر باشید که می خواهید روز خوبی را در کنار خانواده و دوستان با شادی بگذرانید

دعای کشتی شکستگان

 یك كشتی در یك سفر دریایی در میان طوفان در دریا شكست و غرق شد و تنها دو مرد توانستند نجات یابند و شنا كنان خود را به جزیره كوچكی برسانند. دو نجات یافته هیچ چاره ای به جز دعا كردن و كمك خواستن از خدا نداشتند. چون هر كدامشان ادعا می كردند كه به خدا نزدیك ترند و خدا دعایشان را زودتر استجاب می كند، تصمیم گرفتند كه جزیره را به 2 قسمت تقسیم كنند و هر كدام در قسمت متعلق به خودش دست به دعا بر دارد تا ببینند كدام زود تر به خواسته هایش می رسد.ا
نخستین چیزی كه هردو از خدا خواستند غذا بود. صبح روز بعد مرد اول میوه ای را بالای درختی در قسمت خودش دید و با آن گرسنگی اش را بر طرف كرد.اما سرزمین مرد دوم هنوز خالی از هر گیاه و نعمتی بود.ا
هفته بعد دو جزیره نشین احساس تنهایی كردند.مرد اول دست به دعا برداشت و از خدا طلب همسر كرد. روز بعد كشتی دیگری شكست و غرق شد و تنها نجات یافته آن یك زن بود كه به طرف بخشی كه مرد اول قرار داشت شنا كرد. در سمت دیگر مرد دوم هنوز هیچ همراه و همدمی نداشت.ایك كشتی در یك سفر دریایی در میان طوفان در دریا شكست و غرق شد و تنها دو مرد توانستند نجات یابند و شنا كنان خود را به جزیره كوچكی برسانند. دو نجات یافته هیچ چاره ای به جز دعا كردن و كمك خواستن از خدا نداشتند. چون هر كدامشان ادعا می كردند كه به خدا نزدیك ترند و خدا دعایشان را زودتر استجاب می كند، تصمیم گرفتند كه جزیره را به 2 قسمت تقسیم كنند و هر كدام در قسمت متعلق به خودش دست به دعا بر دارد تا ببینند كدام زود تر به خواسته هایش می رسد.ا
نخستین چیزی كه هردو از خدا خواستند غذا بود. صبح روز بعد مرد اول میوه ای را بالای درختی در قسمت خودش دید و با آن گرسنگی اش را بر طرف كرد.اما سرزمین مرد دوم هنوز خالی از هر گیاه و نعمتی بود.ا
هفته بعد دو جزیره نشین احساس تنهایی كردند.مرد اول دست به دعا برداشت و از خدا طلب همسر كرد. روز بعد كشتی دیگری شكست و غرق شد و تنها نجات یافته آن یك زن بود كه به طرف بخشی كه مرد اول قرار داشت شنا كرد. در سمت دیگر مرد دوم هنوز هیچ همراه و همدمی نداشت.ا
بزودی مرد اول از خداوند طلب خانه، لباس و غذا بیشتری نمود. در روز بعد مثل اینكه جادو شده باشه همه چیزهایی كه خواسته بود به او داده شد. اما مرد دوم هنوز هیچ چیز نداشت.
سرانجام مرد اول از خدا طلب یك كشتی نمود تا او و همسرش آن جزیره را ترك كنند. صبح روز بعد مرد یك كشتی كه در قسمت او در كناره جزیره لنگر انداخته بود پیدا كرد. مرد با همسرش سوار كشتی شد و تصمیم گرفت جزیره را با مرد دوم كه تنها ساكن آن جزیره دور افتاده بود ترك كند.
با خودش فكر می كرد كه دیگری  شایسته دریافت نعمتهای الهی نیست چرا كه هیچ كدام از درخواستهای او از طرف پروردگار پاسخ داده نشده بود.
هنگامی كه كشتی آماده ترك جزیره بود مرد اول ندایی از آسمان شنید :
"چرا همراه خود را در جزیره ترك می كنی؟"
مرد اول پاسخ داد:
"  نعمتها تنها برای خودم است چون كه من تنها كسی بودم كه برای آنها دعا و طلب كردم ، دعا های او مستجاب نشد و سزاوار هیچ كدام نیست "
آن صدا سرزنش كنان ادامه داد :
"تو اشتباه می كنی او تنها كسی بود كه من دعاهایش را مستجاب كردم وگرنه تو هیچكدام از نعمتهای مرا دریافت نمی كردی"
مرد پرسید:
" به من بگو كه او چه دعایی كرده كه من باید بدهكارش باشم؟ "
"او دعا كرد كه همه دعاهای تو مستجاب شود"

امور بدان گونه که می نمایند نیستند

دو فرشته مسافر، برای گذراندن شب، در خانه یک خانواده ثروتمند فرود آمدند. این خانواده رفتار نامناسبی داشتند و دو فرشته را به مهمانخانه مجللشان راه ندادند، بلکه زیرزمین سرد خانه را در اختیار آنها گذاشتند. فرشته پیر در دیوار زیر زمین شکافی دید و آن را تعمیر کرد. وقتی که فرشته جوان از او پرسید چرا چنین کاری کرده، او پاسخ داد:" همه امور بدان گونه که می نمایند نیستند."شب بعد، این دو فرشته به منزل یک خانواده فقیر ولی بسیار مهمان نواز رفتند.بعد از خوردن غذایی مختصر، زن و مرد فقیر، رختخواب خود را در اختیار دو فرشته گذاشتند. صبح روز بعد، فرشتگان، زن و مرد فقیر را گریان دیدند. گاو آنها که شیرش تنها وسیله گذران زندگیشان بود، در مزرعه مرده بود. فرشته جوان عصبانی شد و از فرشته پیر پرسید:" چرا گذاشتی چنین اتفاقی بیفتد؟ خانواده قبلی همه چیز داشتند و با این حال تو کمکشان کردی، اما این خانواده دارایی اندکی دارند و تو گذاشتی که گاوشان هم بمیرد." فرشته پیر پاسخ داد:دو فرشته مسافر، برای گذراندن شب، در خانه یک خانواده ثروتمند فرود آمدند. این خانواده رفتار نامناسبی داشتند و دو فرشته را به مهمانخانه مجللشان راه ندادند، بلکه زیرزمین سرد خانه را در اختیار آنها گذاشتند. فرشته پیر در دیوار زیر زمین شکافی دید و آن را تعمیر کرد. وقتی که فرشته جوان از او پرسید چرا چنین کاری کرده، او پاسخ داد:" همه امور بدان گونه که می نمایند نیستند."شب بعد، این دو فرشته به منزل یک خانواده فقیر ولی بسیار مهمان نواز رفتند.بعد از خوردن غذایی مختصر، زن و مرد فقیر، رختخواب خود را در اختیار دو فرشته گذاشتند. صبح روز بعد، فرشتگان، زن و مرد فقیر را گریان دیدند. گاو آنها که شیرش تنها وسیله گذران زندگیشان بود، در مزرعه مرده بود. فرشته جوان عصبانی شد و از فرشته پیر پرسید:" چرا گذاشتی چنین اتفاقی بیفتد؟ خانواده قبلی همه چیز داشتند و با این حال تو کمکشان کردی، اما این خانواده دارایی اندکی دارند و تو گذاشتی که گاوشان هم بمیرد." فرشته پیر پاسخ داد:"وقتی در زیر زمین آن خانواده ثروتمند بودیم، دیدم که در شکاف دیوار کیسه ای طلا وجود دارد. از آنجا که آنان بسیار حریص و بد دل بودند، شکاف را بستم و طلاها را از دیدشان مخفی کردم. دیشب وقتی در رختخواب زن و مرد فقیر خوابیده بودیم، فرشته مرگ برای گرفتن جان زن فقیر آمد و من به جایش آن گاو را به او دادم. همه امور بدان گونه که می نمایند نیستند و ما گاهی اوقات، خیلی دیر به این نکته پی می بریم."

دانستنی بهداشت و سلامت : فواید خواب نیمروزی

محسنات خواب در نیمه روز را می دانید، اگر با این فواید آشنا نیستید این مطلب را بخوانید و …

خواب نیمروز مختص کودکان‌یا سالخوردگان نیست؛ بسیاری از زنان و مردانی که شاغل هستند بعدازظهرها می‌خوابند زیرا این عمل باعث کاهش استرس و همچنین افزایش کارایی افراد می‌شود.

بنا بر تحقیقی که اخیرا توسط مؤسسه ملی پیشگیری و آموزش سلامتی روی افراد و خواب آنها انجام گرفته، ۶۲درصد افراد دست‌کم دچار مشکلات مربوط به خواب هستند. خواب بد روی زندگی روزانه تأثیرگذار است. ۴۸درصد افرادی که مورد پرسش قرار گرفته‌اند می‌گویند که خواب بد اثری منفی روی شخصیت آنها دارد، ۴۵درصد معتقدند روی خلق‌وخو یا قابلیت تمرکز آنها، ۳۲درصد روی فعالیت‌های روزانه و ۳۲درصد روی روابطشان با دیگران تأثیرگذار است. چاره این مشکلات یک چیز است: خواب نیمروز!

خواب نیمروز ژنتیک است!
آیا مایلید بعد از غذا چرت بزنید؟ این مسئله فقط مربوط به هضم غذا نیست.
برونو کامبای خاطر نشان می‌کند: «به‌نظر می‌رسد که این مسئله بیشتر مربوط به ریتم بیولوژیکی ذاتی باشد. در واقع، چنانچه احساس ناگهانی خستگی در بعدازظهر مربوط به خوردن غذا بود، بعد از صبحانه و شام نیز شاهد این حالت بودیم و افرادی که ناهار نمی‌خوردند بعدازظهرها نمی‌خوابیدند. احساس خستگی ناگهانی حتی در بین افرادی که ناهار نخورده‌اند نیز دیده می‌شود. از این رو به‌نظر می‌رسد که خواب نیمروز از نظر ژنتیک برنامه‌ریزی شده باشد».

سلامتی، خلاقیت و کارایی با خواب نیمروز
خواب نیمروز فواید متعددی دارد: استرس را کاهش می‌دهد، حافظه، تمرکز و خلاقیت را بهبود می‌بخشد و کارکرد مغز و اعصاب را دوباره به حالت تعادل درمی‌آورد. از این‌رو چند دقیقه‌ای استراحت این امکان را فراهم می‌سازد تا با شارژ مجدد باتری‌ها به‌طور مؤثر فعال و پرجنب و جوش بمانید. افرادی که برنامه کاری زیادی دارند برای کاهش زمان خوابشان در شب، بعدازظهرها می‌خوابند. این کار به‌طور روزانه می‌تواند یک تا ۲ ساعت خواب را صرفه جویی کند.

چه وقت و چگونه خواب نیمروز را به کاربریم؟
مدت زمان خاصی برای خواب نیمروز وجود ندارد. زمان خوب زمانی است که برای شما مناسب باشد. اما برای آنکه سرحال بیایید، مدت زمان استاندارد خواب نیمروز ۲۰‌دقیقه است. با این حال، دفعات خواب نیمروز (یک، ۲یا ۳بار در روز یا بیشتر) و مدت زمان آن(از یک تا ۳۰دقیقه یا بیشتر)به معیارهای شخصی بستگی دارد؛ به برنامه زمان‌بندی شده و اولویت‌های فرد.
قبل از هر چیز باید احساس راحتی کنید. چنانچه نمی‌توانید دراز بکشید، روی صندلی به حالت نشسته بمانید، پشتتان را صاف کنید و درصورت ممکن سرتان را به عقب تکیه دهید یا برعکس به جلو خم کنید.
نویسنده کتاب در مدح خواب نیمروز توصیه می‌کند: بهتر است دست‌ها و پاهایتان را از هم دور کنید، چشم‌هایتان را ببندید و به‌تدریج تنفستان را کند و تمامی عضلات بدنتان را شل کنید.داخل هواپیما، اتومبیل، قطار و حتی سر کار، خواب نیمروز همه جا می‌تواند عملی شود.

خواص هفت سین نوروز       

رایحه پاکیزگی به فضای خانه، روح سرسبزی و طراوت بخشیده است .لباس های نو بر تن کرده ایم و درکنار سفره هفت سین به انتظار نو شدن نشسته ایم.سفره زیباست و همه منتظر حلول سال نو. هیجانی زیبا، تمام وجوداعضای خانواده رادربرگرفته است.این سفره یک سفره خیالی و پوچ و بی معنی نیست، بلکه نشانه ای از آن است که در آغاز  سال که روز و سال نو می شود ما نیز نفس خویش راتهذیب کنیم و بر آن تزکیه ارج نهیم تا خداوندی که هفت آسمان را آفریده و هفت دریا را زیر آن نشانده ، بدین وسیله هفت نماد را فرا روی ماقرار داده و به ما نشان می دهدکه به کدامین وجه  زندگی خویش را سپری کنیم و با نشستن و برخاستن در کنار این سفره، اسطوره عشق و صفا و پاکی ای را که درآن وجود دارد، در جسم و روح خود منعکس کنیم.


سین اول، سنجد
سنجد نماد سنجیده عمل کردن است.سنجد را بر این باور بر سفره می گذارند که هرکس با خویشتن عهد کند درآغازسال هرکاری را سنجیده انجام دهد.سنجد نشانه گرایش به عقل است؛ احترام به تفکر و ترویج و خردمندی.



سین دوم، سیب
دومین سینی که برسفره می نهند سیب است که نماد سلامتی و عشق می باشد.

سین  سوم، سبزه

سبزه پس از سنجد و سیب بر سر سفره گذاشته می شود که نشانه خرّمی و شادابی و خوش اخلاقی است.سبزی با خود شادابی ، نیکویی و سرزندگی را به همراه می آورد. رنگ سبز ارتعاش افکار ما را موزون نگه می دارد و به ما آرامش می دهد.


سین چهارم، سمنو
سمنو مظهر صبر و مقاومت و عضو عدالت و قدرت است.


سین پنجم، سیر

سیر به نشانه رعایت حدود و مرزهاست. به سفره هفت سین راه یافته تا پای را از گلیم خویش بیرون ننهیم .سیر نماد مناعت طبع است یعنی انسان باید همواره با قناعت بر جهان بنگرد. پس سیر که نشانه قناعت و یادآور امتناع از تجاوز است را بر سر سفره می نهیم تاانسانی عاقل ،سالم ،شاداب، قوی و قانع باشیم.سیرچشمی و چشم سیری از بزرگ ترین صفات انسان برتر است.


سین ششم، سرکه
سرکه نماد پذیرش ناملایمات و نماد رضا و تسلیم است.واقف بر این نکته هستیم که زندگی پیوسته توام با رنج و مشقت و زحمت است و هیچ انسان متعهد و با مسئولیتی نیست که بدون دغدغه بتواند به زندگی ادامه دهد.خداوند، زمین و آسمان  و انسان را آسوده و بی غم نیافرید و در هر مشقتی که می رسد ،حکمتی نهفته است و سرکه گویای تسلیم در برابر حکمت خداوند بزرگ و حکیم است.

و سین هفتم، سماق
آخرین سین سفره هفت سین سماق است.سماق نمادصبر و بردباری وتحمل دیگران است.صبر به انسان می آموزد که درگذر زندگی، خستگی راباید خسته کرد و کامیابی را باید یافت.
پس بیایید با ایمان به چنین ارزش هایی سال نو را آغازکنیم و با گرایش به عقل و غلبه بر ترس و اضطراب، تصمیم بگیریم زندگی را ازنو بسازیم….

آیا می دانید : اگر می خواهید دهانتان بوی سیر ندهد، این مطلب را بخوانید

پژوهشگران می‌گویند که بهترین نتیجه هنگامی حاصل می شود که شما جرعه ای از شیر را همزمان با بلعیدن سیر بنوشید.

ترکیب سیر و شیر در دهان و پیش از بلعیدن کامل می تواند بهترین کارآیی را در کاهش بوی نامطبوع سیر داشته باشد.

چنانچه نگرانی از بابت افزایش چربی ندارید، اثربخشی نوشیدن شیر پرچرب هم در مقایسه با شیرهای کم چرب یا آب آشامیدنی، بیشتر گزارش شده است.

فواید بهداشتی و درمانی سیر سالهاست که توسط دانشمندان توصیه شده است اما بوی بد ناشی از آن که از طریق دهان و ترشح عرق بدن قابل استشمام است موجب آن شده است که بسیاری از مردم از گنجاندن سیر در رژیم غذایی روزانه خود صرف نظر کنند.

شریل بارینگر و آرارات هانسنوگرام، پژوهشگران دانشگاه اوهایو آمریکا که این پژوهش را انجام داده‌اند، معتقدند که برای خنثی کردن رایحه ناخوشایند سیر، علاوه بر شیر، نوشیدن آب، و خوردن غذاهای چربی دار، قارچ و سبزیجات معطر می تواند موثر واقع شود اما ترکیبی از آب و چربی (نظیر آنچه در شیر موجود است) می تواند نتیجه بهتری داشته باشد.

مصرف روزانه سیر به ویژه در مناطق مجاور دریا و سرزمین‌هایی که با رطوبت بالا مواجهند، توسط پزشکان و به منظور پیشگیری از بیماریهای مفاصل مانند روماتیسم، توصیه می شود.

سیر دارای ترکیبی به نام آلیل متیل سولفید (ای ام اس) است که معده انسان به راحتی قادر به گوارش آن نیست و بوی بد ناشی از خوردن سیر نیز به این ماده نسبت داده می شود.

داستان حضرت نوح(ع)

 داستان حضرت نوح از قدیمترین داستانهای پیامبران و امتهای گذشته است. قوم نوح به پرستش خدایان ساختگی روی آورده بودند و حضرت نوح بارها و بارها سعی در آگاه نمودن آنان كرده بود ولی هر بار او را تكذیب می نمودند و به بهانه های  مختلف كه اوبشری همچون دیگر انسانهاست از وی نافرمانی می كردند. حضرت نوح با دعوت ایشان به اندیشیدن در مورد هفت آسمان، پرتو افشانی خورشید و نور ماه و نیز یادآوری نعمتهای زمین از آنها می خواست كه به خدای واحد ایمان آورند اما، آنان هر بار بیش از پیش خداوند را منكر شده و او را دروغگو انگاشتند و می گفتند:
32 هود:

قالوا یـنوح قد جـدلتنا فاكثرت جد‌لنا فاتنا بما تعدنا ان كنت من الصـدقین

گفتند: ای نوح براستی با ما مجادله كردی و چه مجادله دور و درازی هم با ما كردی و اگر راست میگوئی هر چه به ما وعده می دهی (هم اكنون بر سر ما) بیاور.

داستان حضرت نوح از قدیمترین داستانهای پیامبران و امتهای گذشته است. قوم نوح به پرستش خدایان ساختگی روی آورده بودند و حضرت نوح بارها و بارها سعی در آگاه نمودن آنان كرده بود ولی هر بار او را تكذیب می نمودند و به بهانه های  مختلف كه اوبشری همچون دیگر انسانهاست از وی نافرمانی می كردند. حضرت نوح با دعوت ایشان به اندیشیدن در مورد هفت آسمان، پرتو افشانی خورشید و نور ماه و نیز یادآوری نعمتهای زمین از آنها می خواست كه به خدای واحد ایمان آورند اما، آنان هر بار بیش از پیش خداوند را منكر شده و او را دروغگو انگاشتند و می گفتند:

32 هود:

قالوا یـنوح قد جـدلتنا فاكثرت جد‌لنا فاتنا بما تعدنا ان كنت من الصـدقین

گفتند: ای نوح براستی با ما مجادله كردی و چه مجادله دور و درازی هم با ما كردی و اگر راست میگوئی هر چه به ما وعده می دهی (هم اكنون بر سر ما) بیاور.

آنگاه به نوح وحی شد كه از قوم تو جز كسانی كه تاكنون ایمان آورده اند ایمان نخواهند آورد و از آنچه كرده اند اندوهگین مباش.

هود :37

و اصنع الفلك باعیننا و وحینا و لا تخـطبنی فی الذین ظلموا انهم مغرقون

و كشتی را زیر نظر ما و وحی ما بسازو درباره كسانی كه ستم ورزیده اند سخن مگو،كه ایشان غرق شدنی اند.

آنگاه نوح(ع) به دستور خداوند كشتی ساخت و فرمان خداوند نیز سر رسید و آب از چشمه ها فوران كرد و باران عظیمی باریدن گرفت و سیلاب و طوفان شدیدی در گرفت.

سپس به فرمان خداوند مومنان به كشتی سوار شده و از هر جفت جانوری نیز دو تا بر كشتی وارد نمود.

هر لحظه بر میزان آبهای نازله و چشمه ها افزوده میشد و كافرین كه پسر نوح نیز همراه ایشان بود به خیال فرار از طغیان آب به كوهها پناه بردند، اما همه آنان به فرمان خداوند در میان آب های خروشان غرق شدند.

44 هود:

و قیل یـارض ابلعی ماءك و یـسماء اقلعی و غیض الماء و قضی الامر و استوت علی الجودی و قیل بعدا للقوم الظـلمین

و گفته شد كه ای زمین آبت را فرو ببر، و ای آسمان (بارانت را) فرو بند، و آب فروكش كرد و كار به سر انجام رسید و (كشتی) بر (كوه) جودی نشست.

آنگاه به فرمان خداوند باران قطع شد و كشتی به سلامت بر جودی قرار گرفت و بدین ترتیب گناهكاران و كافرین به مجازات عمل خویش رسیدند.

خداوند در قرآن كریم داستان حضرت نوح(ع) را از اخبار غیبی برشمرده كه نه پیامبر و نه قوم او از آن اطلاعی نداشته اند.

49 هود:

تلك من انباء الغیب نوحیها الیك ما كنت تعلمها انت و لا قومك من قبل هـذا فاصبر ان العـقبة للمتقین

این از اخبار غیبی است كه بر تو وحی می كنیم، نه تو و نه قومت پیش از این آنها را نمی دانستید ، پس شكیبائی پیشه كن كه نیك سرانجامی از آن پرهیزگاران است.

 

داستان حضرت نوح در قرآن كریم در آیات ذیل بیان شده است:

اعراف(59-64) ، یونس(71-73) ، هود(25-49) ، مومنون(23-31) ، شعرا(106-121) ، عنكبوت(14-15) ، صافات(75-82) ، حاقه(11-12) ، نوح(1-

مهاجرت قبل از موعد

روزی مردی نزد شیوانا آمد و از فقر و تنگدستی گله كرد. او گفت كه در دهكده زمینی كوچك  و كلبه ای محقرانه دارد و متاسفانه دخل و خرجش كفاف تامین معاش خانواده را نمی دهد و هر روز از روز قبل فقیر تر و تنگدست تر می شود. او گفت كه در دهكده برای او كاری نیست و تمام اهل خانه چشم امیدشان به اوست تا كاری برای خود دست و پا كند و درآمدی كسب نماید. اما هیچ كاری پیدا نمی شود و او نمی داند كه چه كند؟


روزی مردی نزد شیوانا آمد و از فقر و تنگدستی گله كرد. او گفت كه در دهكده زمینی كوچك  و كلبه ای محقرانه دارد و متاسفانه دخل و خرجش كفاف تامین معاش خانواده را نمی دهد و هر روز از روز قبل فقیر تر و تنگدست تر می شود. او گفت كه در دهكده برای او كاری نیست و تمام اهل خانه چشم امیدشان به اوست تا كاری برای خود دست و پا كند و درآمدی كسب نماید. اما هیچ كاری پیدا نمی شود و او نمی داند كه چه كند؟

شیوانا از مرد پرسید:" اگر تو همین الآن در راه بازگشت به خانه بمیری و از دنیا بروی . خانواده ات چه می كنند!؟ " مرد فكری كرد و گفت:" خوب آنها اول برایم عزاداری می كنند و بعد چون گرسنه هستند و باید برای خود غذایی دست و پا كنند هـر چـه دارند را جمع می كنند و زمین و كلبـه را می فروشند و بــه شهر دیگــری می روند و در آنجا دسته جمعی كار می كنند تا خودشان را سیر كنند. "

شیوانا از مرد پرسید:" اگر همین الآن زلزله ای بیاید و همه چیز حتی همان كلبه و زمین را از بین ببرد و چیزی برای فروختن و كسی برای خریدن در دهكده باقی نماند اما تو و خانواده و بقیه اهل دهكده به فرض محال زنده بمانید ، آنگاه چه می كنید؟"

مرد تنگدست فكری كرد و گفت:" خوب ! اندكی قوت لایموت جمع می كنیم و دسته جمعی به شهر دیگری مهاجرت می كنیم و دسته جمعی هر جا كاری بود مستقر می شویم و زندگی كولی وار را شروع می كنیم!"

آنگاه شیوانا تبسمی كرد و گفت:" خوب! حتما باید بمیری و یا حتما باید زلزله ای بیاید تا تو و خانواده ات به خود تكانی بدهید و مهاجرت را شروع كنید. تا زنده ای كمی تلاش به خرج دهید و اگر لازم آمد همین امشب مهاجرت را شروع كنید .

داستان کرم شب تاب

روز قسمت بود. خدا هستی را قسمت می كرد. خدا گفت : چیزی از من بخواهید. هر چه كه باشد‚ شما را خواهم داد. سهمتان را از هستی طلب كنید زیرا خدا بسیار بخشنده است.

و هر كه آمد چیزی خواست. یكی بالی برای پریدن و دیگری پایی برای دویدن. یكی جثه ای بزرگ خواست و آن یكی چشمانی تیز. یكی دریا را انتخاب كرد و یكی آسمان را.

در این میان كرمی كوچك جلو آمد و به خدا گفت : من چیز زیادی از این هستی نمی خواهم. نه چشمانی تیز و نه جثه ای بزرگ. نه بالی و نه پایی ‚ نه آسمان ونه دریا. تنها كمی از خودت‚ تنها كمی از خودت را به من بده.

روز قسمت بود. خدا هستی را قسمت می كرد. خدا گفت : چیزی از من بخواهید. هر چه كه باشد‚ شما را خواهم داد. سهمتان را از هستی طلب كنید زیرا خدا بسیار بخشنده است.

و هر كه آمد چیزی خواست. یكی بالی برای پریدن و دیگری پایی برای دویدن. یكی جثه ای بزرگ خواست و آن یكی چشمانی تیز. یكی دریا را انتخاب كرد و یكی آسمان را.

در این میان كرمی كوچك جلو آمد و به خدا گفت : من چیز زیادی از این هستی نمی خواهم. نه چشمانی تیز و نه جثه ای بزرگ. نه بالی و نه پایی ‚ نه آسمان ونه دریا. تنها كمی از خودت‚ تنها كمی از خودت را به من بده.

و خدا كمی نور به او داد.

نام او كرم شب تاب شد.

خدا گفت : آن كه نوری با خود دارد‚ بزرگ است‚ حتی اگربه قدر ذره ای باشد. تو حالا همان خورشیدی كه گاهی زیر برگی كوچك پنهان می شوی.

و رو به دیگران گفت : كاش می دانستید كه این كرم كوچك ‚ بهترین را خواست. زیرا كه از خدا جز خدا نباید خواست.

هزاران سال است كه او می تابد. روی دامن هستی می تابد. وقتی ستاره ای نیست چراغ كرم شب تاب روشن است و كسی نمی داند كه این همان چراغی است كه روزی خدا آن را به كرمی كوچك بخشیده است

آیا می دانید : دانستنی های گوگل

* گوگل در اصل به عنوان یک پروژه ی Ph.D دو دانشجوی جوان ۲۳ و ۲۴ ساله به نام سرگئی برئی و لری پیچ بود…

* کلمه ی Google درواقع یک اصطلاح ریاضی است که به معنی عدد یک است با ۱۰۰ صفر در جلویش!

* نام GoogleTM در واقع ناشی از یک اشتباه فردی بوده است. قرار بود که نام این موتور جستجو Googol باشد که بنا به اشتباه خالقانش به google تبدیل شد!

 

* گوگل بیش از ۴۵۰هزار سرور دارد که در نقاط مختلف جهان پراکنده شده اند!
* جزیره ی آتلانتیس، یکی از رمانهای منتشر نشده ی شکسپیر، و همچنین یکی از آلبومهای منتشر نشده ی موزارت به وسیله ی گوگل کشف شدند!
* دکمه ی مشهور I’m feeling lucky درواقع نسبت به دکمه ی کناری خود اصلاً استفاده نمی شود. در پروژه ای آزمایشی زمانی که این دکمه را حذف کردند، میزان جستجو به وسیله ی گوگل به شدت افت پیدا کرد. در واقع این دکمه بیشتر جنبه ی روانی و احترام به کاربر را دارد نه چیز دیگری! ولی همین دکمه با همین میزان کم استفاده سالانه بیش از ۱۰۰ میلیون دلار به گوگل لطمه میزند! چرا که با استفاده از این دکمه دیگر کاربران به صفحه ی جستجو حاوی تبلیغات وارد نمی شوند!
* ۵۷% کودکان تازه متولد شده ی آمریکایی نخستین کلمه یی که یاد می گیرند: گوگل است!
* روزانه ۶۵۰ میلیون نفر از صفحه ی اصلی گوگل بازدید میکنند!
* ۹۷% درآمد گوگل از راه تبلیغات اینتنرتی است
* میزان پهنای باند گوگل، روزانه ۲۰ پتا بایت است!
* میزان داراییهای گوگل از دسامبر ۲۰۰۹ به ۴۰ میلیارد دلار رسید، و میزان هر سهم این غول اینترنتی به بیش از ۷۰۰ دلار رسیده است! و میزان سهام این شرکت در بورس نیویورک به بیش از ۲۱۰ میلیار دلار رسیده است.
* زمانی که گوگل شروع به فعالیت کرد، تنها ۲۵ هزار صفحه را لیست کرده بودند، ولی الان…!
* زمانی که گوگل سیستم پیشنهاد جستجو را برای کسانی که کلماتی را اشتباه spell میکنند با ایجاد لینک Did you mean؟ ایجاد کرد میزان ترافیک گوگل ۲ برابر شد!

داستانی عبرت آموز

مردی با اسب و سگش در جاده‌ای راه می‌رفتند. هنگام عبور از كنار درخت عظیمی، صاعقه‌ای فرود آمد و آنها را كشت. اما مرد نفهمید كه دیگر این دنیا را ترك كرده است و همچنان با دو جانورش پیش رفت. گاهی مدت‌ها طول می‌كشد تا مرده‌ها به شرایط جدید خودشان پی ببرند.

پیاده‌روی درازی بود، تپه بلندی بود، آفتاب تندی بود، عرق می‌ریختند و به شدت تشنه بودند. در یك پیچ جاده دروازه تمام مرمری عظیمی دیدند كه به میدانی با سنگفرش طلا باز می‌شد و در وسط آن چشمه‌ای بود كه آب زلالی از آن جاری بود. رهگذر رو به مرد دروازه‌بان كرد: «روز به خیر، اینجا كجاست كه اینقدر قشنگ است؟

 

مردی با اسب و سگش در جاده‌ای راه می‌رفتند. هنگام عبور از كنار درخت عظیمی، صاعقه‌ای فرود آمد و آنها را كشت. اما مرد نفهمید كه دیگر این دنیا را ترك كرده است و همچنان با دو جانورش پیش رفت. گاهی مدت‌ها طول می‌كشد تا مرده‌ها به شرایط جدید خودشان پی ببرند.

پیاده‌روی درازی بود، تپه بلندی بود، آفتاب تندی بود، عرق می‌ریختند و به شدت تشنه بودند. در یك پیچ جاده دروازه تمام مرمری عظیمی دیدند كه به میدانی با سنگفرش طلا باز می‌شد و در وسط آن چشمه‌ای بود كه آب زلالی از آن جاری بود. رهگذر رو به مرد دروازه‌بان كرد: «روز به خیر، اینجا كجاست كه اینقدر قشنگ است؟»

دروازه‌بان: «روز به خیر، اینجا بهشت است.»

- «چه خوب كه به بهشت رسیدیم، خیلی تشنه‌ایم.»

دروازه‌بان به چشمه اشاره كرد و گفت: «می‌توانید وارد شوید و هر چه قدر دلتان می‌خواهد بوشید.»

- اسب و سگم هم تشنه‌اند.

نگهبان: واقعأ متأسفم. ورود حیوانات به بهشت ممنوع است.

مرد خیلی ناامید شد، چون خیلی تشنه بود، اما حاضر نبود تنهایی آب بنوشد. از نگهبان تشكر كرد و به راهش ادامه داد. پس از اینكه مدت درازی از تپه بالا رفتند، به مزرعه‌ای رسیدند. راه ورود به این مزرعه، دروازه‌ای قدیمی بود كه به یك جاده خاكی با درختانی در دو طرفش باز می‌شد. مردی در زیر سایه درخت‌ها دراز كشیده بود و صورتش را با كلاهی پوشانده بود، احتمالأ خوابیده بود.

مسافر گفت: روز به خیر

مرد با سرش جواب داد.

- ما خیلی تشنه‌ایم.، من، اسبم و سگم.

مرد به جایی اشاره كرد و گفت: میان آن سنگ‌ها چشمه‌ای است. هرقدر كه می‌خواهید بنوشید.

مرد، اسب و سگ، به كنار چشمه رفتند و تشنگی‌شان را فرو نشاندند.

مسافر از مرد تشكر كرد. مرد گفت: هر وقت كه دوست داشتید، می‌توانید برگردید.

مسافر پرسید: فقط می‌خواهم بدانم نام اینجا چیست؟

- بهشت

- بهشت؟ اما نگهبان دروازه مرمری هم گفت آنجا بهشت است!

- آنجا بهشت نیست، دوزخ است.

مسافر حیران ماند: باید جلوی دیگران را بگیرید تا از نام شما استفاده نكنند! این اطلاعات غلط باعث سردرگمی زیادی می‌شود!

- كاملأ برعكس؛ در حقیقت لطف بزرگی به ما می‌كنند. چون تمام آنهایی كه حاضرند بهترین دوستانشان را ترك كنند، همانجا می‌مانند...

 

داستان خلقت انسان

انسان از بهشت‌ كه‌ بیرون‌ آمد،  دارایی‌اش‌ فقط‌ یك‌ سیب‌ بود. سیبی‌ كه‌ به‌ وسوسه‌ آن‌ را چیده‌ بود.و مكافات‌  این‌ وسوسه‌ هبوط‌ بود.فرشته‌ها گفتند: تو بی‌ بهشت‌ می‌میری. زمین‌ جای‌ تو نیست. زمین‌ همه‌ ظلم‌ است‌ و فساد. و انسان‌ گفت: اما من‌ به‌ خودم‌ ظلم‌  كرده‌ام...
زمین‌ تاوان‌ ظلم‌ من‌ است. اگر خدا چنین‌ می‌خواهد، پس‌ زمین‌ از بهشت‌ بهتر است.خدا گفت: برو و بدان‌ جاده‌ای‌ كه‌ تو را دوباره‌ به‌ بهشت‌ می‌رساند، از زمین‌ می‌گذرد، از زمینی‌ آكنده‌ از شر و خیر، از حق‌ و از باطل، از خطا و از صواب؛ و اگر خیر و حق‌ و صواب‌ پیروز شد، تو بازخواهی‌ گشت......... وگرنه..........!!!

 

ز بهشت‌ كه‌ بیرون‌ آمد،  دارایی‌اش‌ فقط‌ یك‌ سیب‌ بود. سیبی‌ كه‌ به‌ وسوسه‌ آن‌ را چیده‌ بود.و مكافات‌  این‌ وسوسه‌ هبوط‌ بود.فرشته‌ها گفتند: تو بی‌ بهشت‌ می‌میری. زمین‌ جای‌ تو نیست. زمین‌ همه‌ ظلم‌ است‌ و فساد. و انسان‌ گفت: اما من‌ به‌ خودم‌ ظلم‌  كرده‌ام...
زمین‌ تاوان‌ ظلم‌ من‌ است. اگر خدا چنین‌ می‌خواهد، پس‌ زمین‌ از بهشت‌ بهتر است.خدا گفت: برو و بدان‌ جاده‌ای‌ كه‌ تو را دوباره‌ به‌ بهشت‌ می‌رساند، از زمین‌ می‌گذرد، از زمینی‌ آكنده‌ از شر و خیر، از حق‌ و از باطل، از خطا و از صواب؛ و اگر خیر و حق‌ و صواب‌ پیروز شد، تو بازخواهی‌ گشت......... وگرنه..........!!!
و فرشته‌ها هم‌ گریستند.اما انسان‌ نرفت. انسان‌ نمی‌توانست‌ برود……انسان‌ بر درگاه‌ بهشت‌ وامانده‌ بود. می‌ترسید و مردد بود. و آن‌ وقت‌ خدا چیزی‌ به‌ انسان‌ داد. چیزی‌ كه‌ هستی‌ را مبهوت‌ كرد و كائنات‌ را به‌ غبطه‌ واداشت.انسان‌ دست‌هایش‌ را گشود و خدا به‌ او «اختیار» داد.خدا گفت: حال‌ انتخاب‌ كن. زیرا كه‌ تو برای‌ انتخاب‌ كردن‌ آفریده‌ شدی. برو و بهترین‌ را برگزین‌ كه‌ بهشت‌ پاداش‌ به‌ گزیدن‌ توست.عقل‌ و دل‌ و هزاران‌ پیامبر نیز با تو خواهد آمد تا تو بهترین‌ را برگزینی.و آنگاه‌ انسان‌ زمین‌ را انتخاب‌ كرد. رنج‌ و نبرد و صبوری‌ را.و این‌ آغاز انسان‌ بود.

یاد بود

خانمی با لباس کتان راه راه وشوهرش با کت وشلوار نخ نما شده خانه دوز در شهر بوستن از قطار پایین آمدند و بدون هیچ قرار قبلی راهی دفتر رییس دانشگاه هاروارد شدند. منشی فورا متوجه شد این زوج روستایی هیچ کاری در هاروارد ندارند و احتمالا شایسته حضور در کمبریج هم نیستند.
 

مرد به آرامی گفت : « مایل هستیم رییس راببینیم .» منشی با بی حوصلگی گفت :« ایشان تمام روز گرفتارند.» خانم جواب داد : « ما منتظر خواهیم شد. »

منشی ساعت ها آنها را نادیده گرفت و به این امید بود که بالاخره دلسرد شوند و پی کارشان بروند.


خانمی با لباس کتان راه راه وشوهرش با کت وشلوار نخ نما شده خانه دوز در شهر بوستن از قطار پایین آمدند و بدون هیچ قرار قبلی راهی دفتر رییس دانشگاه هاروارد شدند. منشی فورا متوجه شد این زوج روستایی هیچ کاری در هاروارد ندارند و احتمالا شایسته حضور در کمبریج هم نیستند.
 

مرد به آرامی گفت : « مایل هستیم رییس راببینیم .» منشی با بی حوصلگی گفت :« ایشان تمام روز گرفتارند.» خانم جواب داد : « ما منتظر خواهیم شد. »

منشی ساعت ها آنها را نادیده گرفت و به این امید بود که بالاخره دلسرد شوند و پی کارشان بروند.

اما این طور نشد. منشی به تنگ آمد و سرانجام تصمیم گرفت مزاحم رییس شود ، هرچند که این کار نامطبوعی بود که همواره از آن اکراه داشت. وی به رییس گفت :« شاید اگرچند دقیقه ای آنان را ببینید، بروند.»

رییس با اوقات تلخی آهی کشید و سرتکان داد. معلوم بود شخصی با اهمیت او وقت بودن با آنها را نداشت. به علاوه از اینکه لباسی کتان و راه راه وکت وشلواری خانه دوز دفترش را به هم بریزد،خوشش نمی آمد. رییس با قیافه ای عبوس و با وقار سلانه سلانه به سوی آن دو رفت.

خانم به او گفت : « ما پسری داشتیم که یک سال در هاروارد درس خواند. وی اینجا راضی بود. اماحدود یک سال پیش در حادثه ای کشته شد. شوهرم و من دوست داریم ؛ بنایی به یادبود او در دانشگاه بنا کنیم. » رییس تحت تاثیر قرار نگرفته بود ... او یکه خورده بود. با غیظ گفت :« خانم محترم ما نمی توانیم برای هرکسی که به هاروارد می آید و می میرد ، بنایی برپا کنیم. اگر این کار را بکنیم ، اینجا مثل قبرستان می شود .»

خانم به سرعت توضیح داد :« آه ، نه. نمی خواهیم مجسمه بسازیم. فکر کردیم بهتر باشد ساختمانی به هاروارد بدهیم .» رییس لباس کتان راه راه و کت و شلوار خانه دوز آن دو را برانداز کرد و گفت : « یک ساختمان ! می دانید هزینه ی یک ساختمان چقدر است ؟ ارزش ساختمان های موجود در هاروارد هفت ونیم میلیون دلار است.»

خانم یک لحظه سکوت کرد. رییس خشنود بود. شاید حالا می توانست ازشرشان خلاص شود.

زن رو به شوهرش کرد و آرام گفت:«آیا هزینه راه اندازی دانشگاه همین قدر است ؟ پس چرا خودمان دانشگاه راه نیندازیم ؟» شوهرش سر تکان داد. قیافه رییس دستخوش سر درگمی و حیرت بود. آقا و خانم" لیلاند استفورد" بلند شدند و راهی پالوآلتو در ایالت کالیفرنیا شدند ، یعنی جایی که دانشگاهی ساختند که نام آنها را برخود دارد:

 دانشگاه استنفورد ،

 یادبود پسری که هاروارد به او اهمیت نداد.

سمت راست مغز نادان است!!! میدانید چرا؟   

 سمت راست مغز نادان است!!! میدانید چرا؟

در حالی که بر روی صندلی نشسته اید پای راست خود را از زمین بالا ببرید

و در جهت عقربه های ساعت بصورت دایره ای بچرخانید

و همزمان با این عمل با انگشت راست خود عدد شش انگیسی را در هوا بنویسید .

بدون اینکه متوجه بشوید پای شما جهت حرکت خود را تغییر میدهد . امتحان کنید……

دانستنی ها

جویدن آدامس هنگام خرد کردن پیاز مانع از اشک ریزی شما می شود. 

ـ اثر لب و زبان هر کس همانند اثر انگشت آن منحصر به فرد است. 

ـ رشد کودک در بهار بیشتر است.
 
ـ ۸ دقیقه و ۱۷ ثانیه طول می کشد تا نور خورشید به زمین برسد. 

ـ ظروف پلاستیکی تقریباً ۵۰۰۰۰سال در برابر تجزیه مقاومند. 

ـ تنها قسمتی از بدن که خون ندارد قرنیه چشم است. 

ـ شترمرغ در ۳ دقیقه ۹۵ لیتر آب می خورد. 

ـ حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند. 

ـ کرم های ابریشم در ۵۶ روز ۸۶ برابر خود غذا می خورند. 

ـ زمان بارداری فیل به دو سال می رسد. 

در یک سانتی متری پوست شما ۱۲ متر عصب و ۴ متر رگ و مویرگ است. 

ـ شدیدترین نعره ها متعلق به وال ها است که برابر با صدای موتور جت است. 

ـ وقتی یک نوزاد در حال گریه است با صدای ش....ش.... شما آرام می شود به این دلیل که صدای آبی که اطراف نوزاد در شکم مادر است را برایش تداعی می کند، در ضمن این یکی ازدلایلی است که چرا صدای ساحل دریا به انسان آرامش می دهد. 

ـ دلفین ها همانند گرگ ها هنگان خواب چشم هایشان را باز می گذارند. 

ـ با نگاه کردن به گوش حیوانات می توانیم به تخم گذار بودن یا بچه زا بودن آنها پی ببریم. بدین صورت که تخم گذاران گوششان ناپیدا و بچه زایان گوششان نمایان است، تنها یک اسثتنا وجود دارد آن هم نوعی افعی است که بچه زاست اما گوشش دقیق پیدا نیست. 

ـ بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب است. 

ـ انسان امروزی به طور متوسط ۶ سال از عمر خود را تلویزیون نگاه می کند و ۶ سال را صرف غذا خوردن می کند و یک سوم را می خوابد. 

ـ موش دو پای آفریقایی از میدان دید ۳۶۰ درجه برخوردار است. 

ـ مغز انسان تنها ۲ درصد از وزن انسان را تشکیل می دهد ولی ۲۵ درصد اکسیژن دریافتی بدن را به تنهایی مصرف می کند. 

- سرعت عطسه یك انسان برابر است با 160 كیلومتر در ساعت 

- آب دریا بهترین ماسك صورت است ! 

- چشم انسان معادل یك دوربین 135 مگا پیكسل عمل می كند ! 

- 90% سم مار از پروتئین تشكیل شده است ! 

- مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی است كه تلویزیون می بینید ! 

- جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند ! 

- قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است !

دانستنی ها

آیا می‌دانید با هوش‌ترین زن دنیا 5 فوق‌لیسانس دارد و ضریب هوشی او 200 است و دنبال كار است.

- آیا می‌دانید اولین فردی كه در اروپا اقامت گرفت یك زن ایرانی بود و بعد مسأله اقامت خارجی‌ها مطرح شد.

- آیا می‌دانید ایرانیان در انگلیس ثروتمندترین قشر جامعه هستند حتی ثروتمندتر از ملكه الیزابت.

- آیا می‌دانید ایرانیان در آمریكا فرهیخته‌ترین افراد جامعه امریكا هستند.

- آیا می‌دانید رئیس كامپیوتر ناسا یك ایرانی است .

- آیا می‌دانید حدود 250 ایرانی در ناسا محقق داریم.

- آیا می‌دانید كورش كبیر بر جهان حكومت می‌كرد و به نوعی قدرت جهان در دست ایران بود.

- آیا می‌دانید سال 2001 در فرانسه سال ایران نام داشت.

- آیا می‌دانید اگر 3 قاره آسیا و امریكا و آفریقا را به هم وصل كنیم ایران در مركز جهان است.

- آیا می‌دانید فرشته‌ها با سرعت نور حركت می‌كنند و زمان بر آن‌ها كند می‌شود.

- آیا می‌دانید انسان در سال 3000 قد متوسط 2 متر و 120 سال عمر و پوست قهوه‌ای خواهد داشت.

- آیا می‌دانید وزن 1 قاشق چایخوری از سیاه چاله‌ها 2 میلیارد تن است؛ بله 2 میلیارد تن.

- آیا می‌دانید یك سیاهچاله در كهكشان راه شیری است كه هر ثانیه 1000 بار دور خود می‌چرخد.

- آیا می‌دانید ضریب هوشی انسان‌های معمولی بین 85 تا 105 است.

- آیا می‌دانید هر تار موی انسان می‌تواند تا وزن 100 گرم رشد كند.

- آیا می‌دانید بلندترین موی سر دنیا 6 متر است.

- آیا می‌دانید چشم انسان معادل یك دوربین 135 مگاپیكسل است.

- آیا می‌دانید سریع‌ترین عنكبوت دنیا دارای سرعت Km 16 در ساعت است كه در افریقاست.

- آیا می‌دانید یك انسان نهایتاً می‌تواند با سرعت Km 35 در ساعت بدود.

- آیا می‌دانید نوعی عنكبوت می‌تواند 300 برابر وزنش را بلند كند.

- آیا می‌دانید طول موج نور مرئی بین 700 – 400 نانومتر است.

- آیا می‌دانید خورشید كوچك‌ترین ستاره دنیا است.

- آیا می‌دانید وقتی به خورشید نگاه می‌كنید صحنه 8 دقیقه قبل از آن را مشاهده می‌كنید.

- آیا می‌دانید زمین در آغاز پیدایش خود 2000 بار بزرگ‌تر از حجم كنونی خود را داشته است.

- آیا می‌دانید مساحت سوراخ اوزون 34 میلیون كیلومتر مربع یا به اندازه آمریكای شمالی است.

- آیا می‌دانید سالانه 3,1 میلیون مترمكعب چوب صرف چوب‌های غذاخوری در چین می‌شود.

- آیا می‌دانید ماموت‌ها كه 10 هزار سال پیش منقرض شدند تا 6 سالگی شیر مادرشان را می‌خوردند.

- آیا می‌دانید جوانان هندی شادترین و جوانان ژاپنی افسرده‌ترین‌های جهانند.

- آیا می‌دانید مردم فیلیپین به بیش از 1000 لهجه سخن می‌گویند.

- آیا می‌دانید عمر مفید انسان‌ها در كف دستشان نوشته شده است، نگاه كنید. 63 = 18 - 81

- آیا می‌دانید مسن‌ترین انسان دنیا با 142 سال سن الان در ایران زندگی می‌كند.

- آیا می‌دانید به گفته صندوق پول جهان ایران در تورم رتبه 5 جهان است و تا چند سال دیگر البته 1 خواهد شد.

- آیا می‌دانید گران‌ترین كفش دنیا 1 میلیارد و 700 میلیون تومان است.

- آیا می‌دانید گران‌ترین سینمای خانگی 210 میلیون تومان است.

- آیا می‌دانید گران‌ترین بلندگوی جهان 210 میلیون تومان قیمت دارد.

دانستنی های پزشکی و تغذیه

- ماده اولیه کالباس از سویاست که سودازا و مضر است و موجب کم حافظگی می شود.بنابر شواهد عینی زایدات گوشت وگوشت های غیر قابل استفاده برای ساخت سوسیس و کالباس استفاده می شود.

- پیامبر اسلام (ص) فرموده اند گوشت گاو مرض است. روغن آن دارو و شیر آن شفا است.

- گوشت گاو به گفته بو علی سینا عامل 16 بیماری مهلک می باشد که اولین آن سرطان و دومین آن مالیخولیا (اسکیزوفرنی) و سومی آن بواسیر می باشد. جنون گاوی ویروس و میکروب نیست بلکه پروتئین گاو است.

- در شیر پاستوریزه فقط 2درصد چربی حذف شده و به جای هزینه پاستوریزاسیون ماده نگهدارنده بنزوات سدیم زده میشود که خطر ناک و سرطان زاست.

- شیر استرلیزه که امکان نگهداری 6 ماه خارج از یخچال را دارد غلظت بنزوات سدیم بیشتر است.

- ماکارونی 20درصد گنوتن صنعتی استفاده می شود که سرطان زاست. و در بسیاری کارخانه ها نان خشک کپک زده به جای آرد در ماکارونی استفاده می شود و ماکارونی یبوست زاست.

- سس مایونز به دلیل ترکیب خاصی که دارد در کنفرانس های علمی به عنوان سم کبد معرفی میشود.

- در نان باگت برای متخلخل شدن از پودر های بکینگ یا جوش شیرین زیاد استفاده می شود که در گمرک ها با علامت مرگ وارد میشود.

- نان های مصرفی بدلیل فاقد سبوس بودن از مهمترین قسمت ریز مغذی که گروه ویتامین های (ب) می باشد محرومند ونان باگت بدترین نانهاست.

- ساندیس ها، نوشابه ها،بیسکویت ها، کیکها و...با قندهای مصنوعی چون ساخارین که 1000برابر شیرین تر از قند معمولی است ساخته میشودکه دشمن کبد و کلیه است.

- رنگ های افزودنی در نوشابه ها، ساندیس ها، کیک ها،آدامس ها همه سرطان زا هستند.

- ماده مخدر به نام cola (پپسی کولا، کوکا کولا و...) در اکثر نوشابه ها وجود دارد که کافئین و کارامل از این دست هستند.

- گوشت مرغ و ماهی که متاسفانه سفارش بسیاری از پزشکان است بلغم زاست و موجب سکته و تومور های مختلف می گردند.

- گوشت مرغ و ماهی های پرورشی با هورمونها هستند که عوارض متعدد به بار می آورند.

- قیمت روغن های مایع مثل آفتابگردان اگر واقعی باشد حدود 12 الی 15 هزار تومان خواهد بود ولی الان در بازار 900 الی 800 تومان است که از یک کیلو تخم آفتابگردان ارزان تر است.

- سرکه های صنعتی از اسید استیک محلول در آب بعلاوه اسانس ها و رنگ ها هستند که همگی بسیار مضر اند.

- بیشتر محتوای روغن ها ی مایع از پارافین خوراکی که محصول پالایشگاههای نفت است درست شده است که کلسترول خون را افزوده موجب چربی خون و ... می شود که کشنده است.

- جهت براق شدن خیار گلخانه ای از روغن مالی استفاده و خیار گلخانه ای بدلیل ندیدن نور خورشید سرطان زا و خطر ناک اند.

- موز به جای هوای گرم جنوب در گلخانه های شهر های مختلف،از جمله شهر های شمالی، آن هم توسط کاربیت ظرف چند روز به طور انبوه به عمل می آید و موجب تولید مرض و یبوست زاست.

داستان های جذاب و خواندنی - داستان بهلول و مرد مجرد.mht

یکی بود ، یکی نبود. آن یکی که وجود داشت ، چه کسی بود؟ همان خدا بود وغیر از خدا هیچکس نبود. این قصه را جدی بگیرید که غیر از خدا هیچ کس نیست .

شخصی می گفت: می خواهم مردی خردمند و فرزانه را بیابم تا در مشکلات زندگیم با او مشورت کنم . یکی به او گفت: در شهر ما، فقط یک نفر عاقل و خردمند است که آن هم خود را به دیوانگی زده است . اگر سراغ او را بگیری می توانی اکنون او را درمیان کودکان بینی که روی یک چوب سوار شده و با آنان بازی می کند .

آن جوینده می رود و او را در میان کودکان پیدا می کند و صدایش می زند و می گوید: ای سوار بر چوب، یک لحظه نیز اسب خود را به سوی من بران . عاقل دیوانه نما به سوی او می تازد و می گوید: زود باش حرف بزن، چه می خواهی؟ من نمی توانم زیاد توقف کنم، چون اسبم چموش است و به تو لگد می زند !

آن مرد می گوید: می خواهم از این محله زنی اختیار کنم به نظر تو کدام زنی را بگیرم که مناسب حال من باشد ؟ عاقل دیوانه نما می گوید: به طور کلی در دنیا، زن بر سه نوع است:

یکی بود ، یکی نبود. آن یکی که وجود داشت ، چه کسی بود؟ همان خدا بود وغیر از خدا هیچکس نبود. این قصه را جدی بگیرید که غیر از خدا هیچ کس نیست .

شخصی می گفت: می خواهم مردی خردمند و فرزانه را بیابم تا در مشکلات زندگیم با او مشورت کنم . یکی به او گفت: در شهر ما، فقط یک نفر عاقل و خردمند است که آن هم خود را به دیوانگی زده است . اگر سراغ او را بگیری می توانی اکنون او را درمیان کودکان بینی که روی یک چوب سوار شده و با آنان بازی می کند .

آن جوینده می رود و او را در میان کودکان پیدا می کند و صدایش می زند و می گوید: ای سوار بر چوب، یک لحظه نیز اسب خود را به سوی من بران . عاقل دیوانه نما به سوی او می تازد و می گوید: زود باش حرف بزن، چه می خواهی؟ من نمی توانم زیاد توقف کنم، چون اسبم چموش است و به تو لگد می زند !

آن مرد می گوید: می خواهم از این محله زنی اختیار کنم به نظر تو کدام زنی را بگیرم که مناسب حال من باشد ؟ عاقل دیوانه نما می گوید: به طور کلی در دنیا، زن بر سه نوع است: دو نوع آن باعث رنج و ناراحتی است و نوع سوم مانند گنج سرشار از ثروت و مکنت . از این سه قسم زن ، یک قسم آن ، کاملا در اختیار تو است و همه مواهب و خوبی های آن برای تو . و قسم دیگر ، تنها نیمِ آن به تو تعلق دارد و نیم دیگر آن در اختیار تو نیست . ولی قسم سوم به قدری از تو جداست که گویی اصلا به تو تعلق ندارد . حالا که جواب سئوالت را شنیدی زود برو دنبال کارت که ممکن است اسبم به تو لگد بزند و نقش بر زمینت کند .

عاقل دیوانه نما این سخنان را گفت و شتابان به میان کودکان رفت و مشغول بازی شد . ولی از این طرف نیز مرد بیچاره مبهوت و متحیر بر جای خود ایستاده بود و از آن حرفها چیزی سر در نیاورده بود . از اینرو ملتسمانه او را صدا کرد و گفت: بیا مقصودت را از این حرفها بیان کن . عاقل دیوانه نما دوباره به سوی او دوید و گفت: آن زن که به طور کامل به تو تعلق دارد ، دوشیزه و باکره است که موجب نشاط تو می شود . و آن زن که فقط نیمی از او به تو تعلق دارد ، بیوه زن فاقد فرزند است . ولی آن زنی که اصلا به تو تعلق ندارد ، بیوه زنی است که از شوی پیشین خود فرزندی نیز دارد، زیرا وجود این فرزند ، همیشه این زن را به یاد شوهر قبلی خود می اندازد . حالا که این حرفها را شنیدی ، برو کنار که اسبم به تو لگد نزند . این را گفت و دوباره به میان کودکان رفت .

آن مرد دوباره فریاد زد: ای خردمند فرزانه ، یک سئوال دیگر دارم . خواهش می کنم آن را نیز پاسخ ده تا دیگر بروم . عاقل دیوانه نما می گوید: زود سئوالت را بیان کن . مرد می پرسد: تو با این همه عقل و فهم ، چرا رفتارهای کودکانه و دیوانه وار انجام می دهی؟ پاسخ می دهد: این اوباش ( دستگاه حکومتی وقت ) به این فکر افتاده اند که مرا قاضی شهر کنند، من خیلی کوشیدم که زیر بار این کار نروم ، ولی دست از سرم برنداشتند ، چاره ای ندیدم جز آنکه خود را به دیوانگی بزنم تا در این دستگاه ظالم قاضی نشوم .

حال به باطن داستان نیز مقداری توجه می کنیم . این داستان می گوید که وقتی عقل جزئی ، حجاب روح شود ، دست در دیوانگی باید زدن . چنانکه وقتی سئوال کننده از آن عاقل مجنون نما می پرسد که تو با این عقل و ادب چرا همچون کودکان و دیوانگان رفتار می کنی؟ جواب می دهد: شماری از اوباش می خواهند مرا قاضی شهر کنند و چون عذر مرا نمی پذیرند خویشتن را به دیوانگی زده ام . پس برای حفظ پاکی درون و عدم آلایش روح ، گاه باید عقل در سودای جنون در باخت . این گونه عاقلانِ دیوانه وش را بهلول گویند .

ماجراى اصحاب كهف

در سده های اولیه دین مسیح گـروهى از جوانان مومن كه در یك زندگى تجملاتی در میان انواع ناز و نعمت به سـر مى بردند, براى حفظ عقیده خود به همه این نعمتهای دنیوی پشت پا زدند, و بـه غارى از كوه پناه بردند.

خداوند می فرماید:

"اذ اوى الفتیة الى الكهف "- "زمانى را به خاطر بیاور كه آن جوانان به غار پناه بردند"

قرآن در 14 آیه به شرح تفصیلی اصحاب كهف پرداخته است.

"نحن نقص علیك نباهم بالحق "- "ما داستان آنها رابحق براى تو بازگو مى كنیم "

"انهم فتیة آمنوا بربهم وزدناهم هدى "-"آنـهـا جـوانانى بودند كه به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایتشان افزودیم "

از آیـات قـرآن اینچنین بر می آید  كه اصحاب كـهـف در زمانی مى زیستند كه بت پرستى و كفر, آنها رااحاطه كرده بود و یك حكومت ظالم ستمگر بر آنان حكمرانی می كرده است.اما این گروه از جوانمردان كه به گمراهی ایشان پى بردند تصمیم بر قیام گرفتند و راه هجرت پیش گرفتند.

در سده های اولیه دین مسیح گـروهى از جوانان مومن كه در یك زندگى تجملاتی در میان انواع ناز و نعمت به سـر مى بردند, براى حفظ عقیده خود به همه این نعمتهای دنیوی پشت پا زدند, و بـه غارى از كوه پناه بردند.

خداوند می فرماید:

"اذ اوى الفتیة الى الكهف "- "زمانى را به خاطر بیاور كه آن جوانان به غار پناه بردند"

قرآن در 14 آیه به شرح تفصیلی اصحاب كهف پرداخته است.

"نحن نقص علیك نباهم بالحق "- "ما داستان آنها رابحق براى تو بازگو مى كنیم "

"انهم فتیة آمنوا بربهم وزدناهم هدى "-"آنـهـا جـوانانى بودند كه به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایتشان افزودیم "

از آیـات قـرآن اینچنین بر می آید  كه اصحاب كـهـف در زمانی مى زیستند كه بت پرستى و كفر, آنها رااحاطه كرده بود و یك حكومت ظالم ستمگر بر آنان حكمرانی می كرده است.اما این گروه از جوانمردان كه به گمراهی ایشان پى بردند تصمیم بر قیام گرفتند و راه هجرت پیش گرفتند.

و لذا با خود به مشورت پرداخته با یكدیگر تصمیم گرفتند كه كناره گیری كرده و به غار پناه برند.

در قرآن به زیبائی به توصیف محل زیست آنان در غار اشاره كرده و شواهدی را از آن غار بیان داشته است. همچنین در برخی آیات به چگونگی خواب آنان اشاره شده است.

"وترى الشمس اذا طلعت تزاورعن كهفهم ذات الیمین واذا غربت تقرضهم ذات الشمال "

"و (اگردر آنجا بودى ) خورشید را مى دیدى كه به هنگام طلوع به سمت راست غارشان متمایل مى گردد و به هنگام غروب به سمت چپ"

از این آیه بر می آید كه دهـانـه غـار رو بـه شـمال باز می شده است و از نور غیر مستقیم برخوردار بوده اند.

در مورد خواب آنها نیز می فرماید كه اگر به آنان می نگریستی , "خیال مى كردى آنها بیدارند, در حالى كه در خواب فرورفته بودند" "وتحسبهم ایقاظا وهم رقود"

و نیز می فرماید:

"ونقلبهم ذات الیمین وذات الشمال "- "آنها را به سمت راست و چپ مى گرداندیم "

"وكلبهم باسط ذراعیه بالوصید".- "و سـگ آنـهـا دسـتهاى خود را بر دهانه غار گشوده بودو نگهبانى مى كرد"

خواب اصحاب كهف بر طبق آیات قران 309 سال به طول انجامید.خداوند خواب ایشان را مشابه مرگ می داند.

وقتی از خواب سنگین بلند شدند نمی دانستند چقدر در خواب بوده اند.ولـى بـه هر حال سخت احساس گرسنگى و نیاز به غذا مى كردند . لذا تصمیم گرفتند با سكه هائی كه دارند به شهر روند و مقداری غذا و نان تهیه نمایند. و تاكید نمودند مبادا كسی از حضورشان متوجه شود.

وقتی كه یكی از آنان برای تهیه غذا به شهر وارد شد، با تغییرات زیادی برخورد نمود كه بسیار برایش عجیب می نمود. وقتی كه سكه خود را به فروشنده ای داد ، متوجه شدند كه سكه به 300 سال قبل مربوط می شود. و آنزمان بود كه او نیز متوجه شد كه او ویارانش در چه خواب عمیق وطولانى فرورفته بودند.

 آن فرد به سرعت به غار بازگشت و دوستان خود را از ماجرا آگاه ساخت , همگى در تـعـجـب عمیق فرو رفتند,  و تحمل این زندگى براى آنها سخت و دشوار بود و  از خدا خواستند كه جان آنان را بگیرد.

بدین ترتیب خداوند قدرت و عظمت خود را بار دیگر به همه تاریخ نشان داد. مردمانی كه از این قضیه آگاه شده بودند و ایشان را ملاقات كردند به نشانه احترام به این بندگان برگزیده خداوند بر جایگاه آنان در محل غار، مسجدی را بنا نمودند.

دانستنی ها

چشم‌هاي ما از بدو تولد همين اندازه بوده‌اند، اما رشد دماغ و گوش ما هيچ‌وقت متوقف نمي‌شوند .
هر تکه کاغذ را نمي‌توان بيش از 9 بار تا کرد .
در هرم خئوپوس در مصر که 2600 سال قبل از مبلاد ساخته شده است، به اندازه‌اي سنگ به کار رفته که مي‌توان با آن ديواري آجري به ارتفاع 50 سانتي‌متر دور دنيا ساخت .
اگرتمام رگ‌هاي خوني را در يک خط بگذاريم، تقريبا 97000 کيلومتر مي‌شود .
وقتي مگس بر روي يک ميله فولادي مي‌نشيند، ميله فولادي به اندازه دو ميليونيم ميليمتر خم مي‌شود .
آمريکا تا 50 ميليون سال ديگر دو نيم خواهد شد .
عدد 2520 را مي‌توان بر اعداد 1 تا 10 تقسيم نمود، بدون آن‌که خارج قسمت کسري داشته باشد .
30 برابر مردمي که امروزه بر سطح زمين زندگي مي‌کنند، در زير خاک مدفون شده‌اند .
تنها حيواني که نمي‌تواند شنا کند، شتر است .
شيشه در ظاهر جامد به نظر مي‌رسد ولي در واقع مايعي است که بسيار کند حرکت مي‌کند .
در هر ثانيه بيش از 5000 بيليون بيليون الکترون به صفحه تلويزيون برخورد مي‌کند و تصويري را که شما تماشا مي‌کنيد، بوجود مي‌آورد .
شانس شبيه بودن دو اثر انگشت، يک به 64 ميليارد است .
يک ليتر سرکه در زمستان سنگين‌تر از تابستان است .
قد انسان تا 20، 25 سالگي و گاها 40 سالگي بلند مي‌شود و از چهل سالگي به بعد، قد انسان هر دو سال حدود 6 ميلي‌متر کوتاه مي‌شود .
فقط با از دست دادن يک درصد از آب بدن، احساس تشنگي مي‌کنيم !
دهان انسان روزانه يک ليتر بزاق توليد مي‌کند .
چيتا يا يوزپلنگ سريع‌ترين حيوان خشکي است. او در عرض فقط 3 ثانيه 100 کيلومتر در ساعت سرعت مي‌گيرد. رکوردي که حتي سريع‌ترين خودروهاي فراري هم نتوانسته‌اند بشکنند .
کرم‌هاي ابرشيم در 56 روز، 86 هزار برابر خود غذا مي‌خورند .
تنها قسمت بدن که خون ندارد، قرينه چشم است .
شتر در 3 دقيقه 95 ليتر آب مي‌خورد

شنیدنیهای عجیب از ۸ گوشه جهان     

واقعیت های عجیب و غریب در دنیا کم نیستند. برخی از آنها باورپذیرند و برخی دیگر آن قدر عجیب به نظر می رسند که باورشان سخت است.
واقعیت های جهانی را که شاید خیلی از شما آنها را به سختی باور کنید از ۸ گوشه دنیا برای شما شرح می دهیم:

۱- چینی ها سگ می خورند: شاید شما هم شنیده باشید که می گویند چینی ها علاقه شدیدی به گوشت سگ دارند. این موضوع برای مردم بسیاری از کشورها، بویژه آنهایی که سگ را بهترین دوست انسان می دانند، غیرقابل باور است و معتقدند این حرف ها دروغ یا خرافه است، اما باور باید کرد که چینی ها گوشت سگ می خورند.

با آنکه مقامات «پکن» در آخرین دوره از بازی های المپیک، سرو گوشت سگ را در رستوران ها ممنوع اعلام کردند باز هم این غذای محبوب از منوی غذاها محو نشده و نزدیک به ۷ هزار سال است که چینی ها سگ شکار کرده و گوشت آن را می خورند.

البته در حال حاضر نسبت به چند هزار سال گذشته به نظر می رسد چینی ها مهربان تر شده و به دوستی با این حیوان علاقه پیدا کرده اند.

۲- در هند گاوها مقدس اند: در فرهنگ هندی ها، گاو حیوان مقدسی است. وقتی یک گاو تصمیم می گیرد دقیقا وسط یک جاده استراحت کند، هیچ کس او را از سر جایش بلند نمی کند; بلکه رانندگان مسیر خودشان را عوض می کنند.

هندوها می گویند انسان حق استثمار گاو را ندارد و مصرف گوشت، شیر، چرم یا حتی کار کشیدن از گاو ممنوع است. حتی زمانی که گاو پیر می شود، بازهم آنها باید به او غذا بدهند و احترام گذارند و او را آزاد کنند تا در دشت و دمن بچرخد

۳-  مردان مکزیکی استراحت را به هر چیزی ترجیح می دهند: می گویند مردهای مکزیکی عاشق لم دادن در سایه و استراحت های طولانی مدت هستند و چندان به دنبال کار و تامین معاش نمی روند.

این حرف تا حدی صحیح است. البته ۲۲ میلیون جمعیت مکزیک هم مانند مردم تمام کشورها به دنبال کار می روند و داستان به جایی برمی گردد که مردم مکزیک را با همسایه قدرتمند شمالی یعنی آمریکا مقایسه می کنند.

۴-  بسیاری از کانادایی ها در زمستان به زیرزمین کوچ می کنند: می گویند زمستان که فرا می رسد، کانادایی ها به شهرهای زیرزمین نقل مکان می کنند. تعجب نکنید. این موضوع حقیقت دارد.

در «مونترال» دمای هوا در زمستان گاهی به ۳۰درجه زیرصفر می رسد. در کانادا تونل زیرزمینی ۳۲ کیلومتری وجود دارد که به مراکز تجاری، مترو، سینما، برخی مغازه ها، موزه و… متصل است و به ساکنان اجازه می دهد با وجود برف و سرمای شدید به زندگی روزانه خود ادامه دهند.

۵- مردم اسکاندیناوی عاشق سونا هستند: این یک افسانه نیست، در «فنلاند» برای ۵ میلیون سکنه حدود ۲ میلیون «سونا» وجود دارد و تقریبا همه از آن استفاده می کنند.

اسکاندیناوی در منطقه ای سردسیر بین اروپا و روسیه قرار دارد و نزدیک به ۲هزار سال است که «سونا» در آن از جمله مهم ترین مکان های اجتماعی بوده است.

حتی برخی مشاوره ها و سخنرانی های سیاسی و اقتصادی در آن انجام می گیرد.

۶-  انگلیسی ها اصلا خوش خوراک نیستند: می گویند انگلیسی ها آشپزهای خوبی ندارند و نمی توانند غذاهای خوشمزه تهیه کنند و به همین دلیل از آشپزهای فرانسوی کمک می گیرند.

در واقع باید گفت انگلیسی ها علاقه زیادی به خوردن غذاهای ساده و متنوع دارند و برخلاف مردم بسیاری از کشورها که با ترکیب موادغذایی مانند; گوشت و سیب زمینی و غلات کنار هم غذاهای خوش مزه تهیه می کنند، آنها هر یک را جداگانه می خورند.

۷-  ایتالیایی ها در قهوه درست کردن، نظیر ندارند: در واقع باید گفت دلیل خوش مزه بودن قهوه ایتالیا نوع متفاوت تهیه آن است.

ایتالیایی ها قهوه را غلیظ درست می کنند و قهوه خورهای حرفه ای گمان می کنند این قهوه خوشمزه ترین قهوه در دنیاست، در صورتی که برای قهوه خورهای تازه کار این موضوع صحت ندارد.

تصور اشتباه دوم که رایج شده اینست که می گویند ایتالیایی ها قهوه خورترین مردم دنیا هستند، در حالیکه ایتالیا در جایگاهی پس از «سوئد»، «نروژ» و «لهستان» قرار دارد.

۸- سوییسی ها تمیزترین مردم دنیا هستند: وقتی وارد سوییس می شوید، در هر گوشه می توانید یک سطل زباله ببینید، حتی یک تکه کاغذ هم روی زمین دیده نمی شود.

همه ساختمان ها برق می زند. باور نمی کنید، حق دارید; در واقع سوییسی ها به زندگی تمیز و مرتب اهمیت می دهند و به دلیل قوانینی که در کشور وضع شده و اکثر ساکنان به آن احترام می گذارند، کشور آنها بسیار تمیز است و مردم برای حفاظت از محیط ارزش زیادی قایل هستند.

کافیست یک تکه کاغذ تصادفی از دست تان روی زمین بیفتد، آن وقت کسی هست که دوستانه به شما تذکر بدهد.

سرگذشت قوم ثمود

قوم ثمود مردمانی بودند كه پس از قوم عاد در منطقه ای میان شام و حجاز میزیستند. حضرت صالح پیامبری بود كه خداوند برای هدایت قوم ثمود برگزید.

والى ثمود اخاهم صالحا----- ما به سوى قوم ثمودبرادرشان صالح را فرستادیم .

حضرت صالح قوم خویش را به عبادت و بندگی پروردگار جهانیان دعوت می نمود.
قال یا قوم اعبدوا اللّه ما لكم من اله غیره----  گـفت : اى قوم من ! خدا را پرستش كنید كه هیچ معبودى براى شما جز اونیست .

مردمان قوم صالح(ع) مردمانی تنومند و قوی بنیان بودند كه به عمران و آبادی شهر و دیار خویش رو آورده بودند و از امكانات زمینی به میزان كافی بهره مند بودند.


پیامبر صالح با بیان اینكه خداوند واحد این نعمتها و امكانات را در اختیار شما قرار داده، از قوم گمراه خود می خواست كه به سپاس این نعمتها به خداوند ایمان بیاورند.

(او كسى است كه ) عمران و آبادى زمین را به شما سپرد و قدرت و وسائل آن را در اختیارتان قرار داد--- واستعمركم فیها

فاستغفروه ثم توبوا الیه ان ربى قریب مجیب ---  اكنون كه چنین است , از گناهان خود توبه كنید و به سوى خدا بازگردید كه پروردگار من به بـنـدگـان خود نزدیك است و درخواست آنها را اجابت مى كند

 مردمان قوم صالح كه به نافرمانی خود می افزودند با مجادله با حضرت پرداخته و او را به دلیل نكوهش خدایانشان مورد سرزنش قرار دادند و گفتند:

اتنهینا ان نعبد ما یعبد آباؤنا----  راستى تو مى خواهى ما را از پرستش آنچه پدران ما مى پرستیدند نهى كنى ؟

امـا ایـن پـیـامـبر بزرگ الهى بدون آن كه از هدایت آنها مایوس گردد, با متانت خاص خودش چنین پاسخ گفت :

قال یا قوم اریتم ان كنت على بینة من ربى وآتینى منه رحمة---- اى قوم من ! ببینید اگر من دلیل آشكارى از پروردگارم داشته باشم , و رحمتى از جانب خود به من داده بـاشـدآیـا مى توانم رسالت الهى راابلاغ نكنم و با انحرافات و زشتیها نجنگم ؟!

سپس براى نشان دادن معجزه و نشانه اى بر حقانیت دعوتش ازطریق كارهایى كه از قدرت انـسان بیرون است و تنها به قدرت پروردگار متكى است وارد شد و به آنها گفت :

ویا قوم هذه ناقة اللّه لكم----  اى قوم من ! این ناقه پروردگار براى شما,آیت و نشانه اى است

فذروهاتاكل فى ارض اللّه--- آن را رها كنید كه در زمین خدا از مراتع و علفهاى بیابان بخورد

ولا تمسوها بسؤ فیاخذكم عذاب قریب ---- و هرگز آزارى به آن نرسانید كه اگر چنین كنید عذاب نزدیك الهى شما را فراخواهد گرفت .

با وجود تاكیدات فراوانی كه پیامبر صالح نمود متاسفانه برخی از گمراهان قوم صالح كه مانع از هدایت قوم ثمود می شدند تصمیم به قتل ناقه صالح گرفتند و آنرا از پای درآوردند.

سپس، صالح(ع) پس از سركشى و عصیان قوم و از میان بردن ناقه كه معجزه الهی بود، به آنها اخطار كرد و گفت :

فقال تمتعوا فى داركم ثلثة ایام---- سه روز تمام در خانه هاى خود از هر نعمتى مى خواهید متلذذ و بهره مند شوید--- و بدانید پس از این سه روز عذاب و مجازات الهى فرا خواهد رسید

پس فرمان الهی سر رسید و این ظالمان را صیحه الهی فرو گرفت و تنها مومنین نجات یافتند.

واخذ الذین ظلموا الصیحة فاصبحوا فى دیارهم جاثمین

 ولـى ظـالـمـان را صـیحه آسمانى فرو گرفت , و آن چنان این صیحه سخت و سنگین و وحـشتناك بود كه بر اثر آن همگى آنان در خانه هاى خود به زمین افتادند و مردند .

و آن چنان مردند و نابود شدند و آثارشان بر باد رفت كه : گویى هرگزدر آن سرزمین ساكن نبودند.

كان لم یغنوا فیها

 

داستان های جذاب و خواندنی - بالهایت را کجا گذاشتی؟

پرنده بر شانه های انسان نشست . انسان با تعجب رو به پرنده كرد و گفت : اما من درخت نیستم . تو نمی توانی روی شانه من آشیانه بسازی .

پرنده گفت : من فرق درخت ها و آدمها را خوب می دانم اما گاهی پرنده ها و آدمها را اشتباه می گیرم .

انسان خندید و به نظرش این خنده دارترین اشتباه ممكن بود .

پرنده گفت : راستی چرا پر زدن را كنار گذاشتی ؟ انسان منظور پرنده را نفهمید و باز هم خندید .

پرنده بر شانه های انسان نشست . انسان با تعجب رو به پرنده كرد و گفت : اما من درخت نیستم . تو نمی توانی روی شانه من آشیانه بسازی .

پرنده گفت : من فرق درخت ها و آدمها را خوب می دانم اما گاهی پرنده ها و آدمها را اشتباه می گیرم .

انسان خندید و به نظرش این خنده دارترین اشتباه ممكن بود .

پرنده گفت : راستی چرا پر زدن را كنار گذاشتی ؟ انسان منظور پرنده را نفهمید و باز هم خندید .

پرنده گفت : نمی دانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است . انسان دیگر نخندید .

انگار ته ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد . چیزی كه نمی دانست چیست . شاید یك آبی دور – یك اوج دوست داشتنی .

 

پرنده گفت : غیر از تو پرنده های دیگری را نیز می شناسم كه پر زدن از یادشان رفته است .

درست است كه پرواز برای یك پرنده ضرورت است اما اگر تمرین نكند فراموش میشود .


پرنده این را گفت و پر زد . انسان رد پرنده را دنبال كرد تا اینكه چشمش به یك آبی

بزرگ افتاد و به یاد آورد روزی نام این آبی بزرگ بالای سرش آسمان بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد .

 

آنوقت خدا بر شانه های كوچك انسان دست گذاشت و گفت : " یادت می آید ؟ تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم ؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود . اما تو آسمان را ندیدی .

راستی عزیزم  بالهایت را كجا جا گذاشتی ؟ "

انسان دست بر شانه هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس كرد . آنوقت رو به خدا كرد و گریست .


مردم ، از آدم تا امروز ، همانند دندانه های شانه با یكدیگر یكسان هستند ، عرب را بر عجم فضیلتی نیست و سرخ رویان بر سیاهان برتری و تفوقی ندارند ، تنها پرهیزكاران پاكدل و درستكار ، گروه ممتاز جامعه هستند.

رسول اكرم صلی الله علیه و آله:

شرف و فضیلت انسان ، به همتهای بلند و اراده های نیرومند است نه به استخوانهای پوسیده و اجساد متلاشی شده گذشتگان .

حضرت علی علیه السلام:

آیا به راستی تمامی افراد بشر انسان اند؟ آیا این سوال تردید آمیز ، علت بسیاری از اشتباهات سیاسی و اجتماعی را روشن نمی سازد؟

مترلینگ:

انسان ابرمرد شده است ، ولی این ابرمرد كه نیروی ابر انسانی پیدا كرده ، به خرد

انسانی دست نیافته است . به همان اندازه كه قدرت بشر فراتر می رود ، انسان به

موجودی ضعیف تر بدل می گردد. در هر گامی كه به سوی ابرمردی برمی داریم ، غیر انسانی تر می شویم و این روند ، باید وجدان ما را به لرزه درآورد.

- شوایتزر

انسان ، موجودی است كه به همه چیز عادت می كند .

- داستایوفسكی

انسان ، موجودی است در جستجوی معنا.

- افلاطون

انسان ، تنها آفریده ای است كه نمی خواهد همانی باشد كه هست .

- كامو

دو چیز تفاوت فاحشی بین انسان و حیوان به وجود می آورد : قدرت بیان و دروغ گویی.

- فرانس

انسان ، معمولاً بیش از حدی كه تصور می كند ، قدرت دارد. لیكن نقیصه بزرگ او این است كه خود نمیداند چه می تواند انجام دهد. تنها وقایع ناگهانی است كه می تواند استعدادهای ناشناخته او را به خودش بشناساند.

- لوبون

جهان ، بزرگ است و آدمیزاد كوچك. اما انسان می تواند چنان بزرگ گردد كه جهان در برابرش كوچك شود

 

داستان عاشقانه عشق و دیوانگی – دیوانگی در عشق

زمانهای بسیار قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود؛.

فضیلت ها و تباهی ها در همه جا شناور بودند.

آنها از بیکاری خسته و کسل شده بودند.

روزی همه فضایل و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از همیشه.

ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت: بیایید یک بازی بکنیم؛…

مثلا” قایم باشک؛ همه از این پیشنهاد شاد شدند و دیوانگی فورا”

فریاد زد من چشم می گذارم من چشم می گذارم….

و از آنجایی که هیچ کس نمی خواست به دنبال دیوانگی برود همه قبول

کردند او چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد.

دیوانگی جلوی درختی رفت و چشمهایش را بست و شروع کرد به

شمردن ….یک…دو…سه…چهار…همه رفتند تا جایی پنهان شوند؛

لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد؛

خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد؛

اصالت در میان ابرها مخفی گشت؛

هوس به مرکز زمین رفت؛

دروغ گفت زیر سنگی می روم اما به ته دریا رفت؛

طمع داخل کیسه ای که دوخته بود مخفی شد.

و دیوانگی مشغول شمردن بود. هفتاد و نه…هشتاد…هشتاد و یک…

همه پنهان شده بودند به جز عشق که همواره مردد بود و نمیتوانست

تصمیم بگیرد. و جای تعجب هم نیست چون همه می دانیم پنهان کردن عشق مشکل است.

در همین حال دیوانگی به پایان شمارش می رسید.

نود و ینج …نود و شش…نود و هفت… هنگامیکه دیوانگی به صد

رسید, عشق پرید و در بوته گل رز پنهان شد.

دیوانگی فریاد زد دارم میام دارم میام.

اولین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود؛ زیرا تنبلی، تنبلی اش آمده بود جایی

پنهان شود و لطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود.

دروغ ته چاه؛ هوس در مرکز زمین؛ یکی یکی همه را پیدا کرد جز عشق.

او از یافتن عشق ناامید شده بود.

حسادت در گوشهایش زمزمه کرد؛ تو فقط باید عشق را پیدا کنی و او

پشت بوته گل رز است.

دیوانگی شاخه چنگک مانندی را از درخت کند و با شدت و هیجان زیاد

ان را در بوته گل رز فرو کرد. و دوباره، تا با صدای ناله ای متوقف

شد . عشق از پشت بوته بیرون آمد با دستهایش صورت خود را پوشانده

بود و از میان انگشتانش قطرات خون بیرون می زد.

شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمی توانست جایی را ببیند.

او کور شده بود.

دیوانگی گفت « من چه کردم؛ من چه کردم؛ چگونه می تواتم تو را درمانکنم.»

عشق یاسخ داد: تو نمی توانی مرا درمان کنی، اما اگر می خواهی کاری بکنی؛ راهنمای من شو.»

و اینگونه شد که از آن روز به بعد عشق کور است

و دیوانگی همواره در کنار اوست.

اشتباهات تاریخی اینترنت    

 پس از اعتراف پدر اینترنت درباره اضافی بودن ممیزهای به کار گرفته شده در آدرس http لیستی از برترین اشتباهاتی که تا کنون در زمینه اینترنت توسط شرکتها و افراد مختلف رخ داده ارائه شده است.
با توجه به اعتراف سر “تیم برنرز لی” درباره اشتباهش در طراحی آدرس اینترنت و استفاده نادرست از دو نشان ممیز در ابتدای آدرس، نشریه تایمز به گذشته نگاهی انداخته و برخی دیگر از اشتباهات مشابهی که در رابطه با اینترنت رخ داده است را از لابلای تاریخچه اینترنت بیرون کشیده است.

ممیزهای بی مصرف:
سر تیم برنرز لی دانشمند انگلیسی علوم رایانه ای که با ابداع WWW در سال ۱۹۸۹ به شهرت جهانی دست یافت به طور کلی انسانی موفق به نظر رسیده و کمتر در کارهایش ایرادی پیدا می شود اما وی به تازگی اعتراف کرده است که تصمیم وی برای استفاده از دو ممیز آزار دهنده پس از http در آدرسهای اینترنتی تصمیمی اشتباه بوده و اگر فرصتی برای تغییر یکی از بخشهای این ابداع جهانی اش داشته باشد این دو ممیز غیر لازم و اضافه را از آدرسهای اینترنتی حذف خواهد کرد.

قسمت چهارم به جای قسمت اول:
شرکت اپل در حدود دو سال پیش قسمت اول یک سریال ویدئویی را برای فروش بر روی فروشگاه آی تیونز خود قرار داد اما در نهایت مشخص شد این فایل در واقع قسمت چهارم از سریال است و به دلیل بروز اشتباه در شماره تولید اپیزود و شماره پخش به اشتباه بر روی اینترنت قرار گرفته است. این شرکت پس از ۲۴ ساعت فایل را از روی فروشگاه اینترنتی خود برداشته و برای جبران دو دلار به کاربرانی که به اشتباه این فایل را از شبکه برداشته بودند پرداخت کرد.


گوگل اسپم می شود:
سیستم مبارزه با نامه های ناشناس یا اسپم شرکت گوگل بدون شک یکی از بهترینها است. با این حال چند سال پیش این سیستم به صورت تصادفی وبلاگ جستجوی گوگل را به عنوان اسپم شناسایی کرد و تیم به روز رسانی این وبلاگ به پیامهای هشداری که اعلام می کرد “در صورتی که اعلام نکنید اسپم نیستید این وبلاگ حذف خواهد شد” توجهی نکردند. زمانی که وبلاگ به صورت خودکار حذف شد کاربر دیگری با نام دامنه مشابه بر روی شبکه قرار گرفت. تیم به روز رسانی این وبلاگ در ابتدا گمان بردند قربانی هکرها شده اند اما سپس به اشتباه خود پی برده و نام دامنه را بازگردانده و تمامی اشتباه خود را بر روی وبلاگ گوگل شرح دادند.

هرگز از اسمت به عنوان رمز ورود استفاده نکن:
انتخاب رمز ورودی محکم و غیر قابل نفوذ از مشکلات بسیاری از کاربران اینترنتی به حساب می آید. با این حال می توان گفت تقریبا تمامی کاربران در طول زندگی خود از رمزهای ساده و قابل پیش بینی مانند “۱۲۳۴″ استفاده کرده اند. دو سال پیش یکی از کارمندان دولتی ایالت نوادا با انتخاب رمز ورود نامناسب دچار مشکل بزرگی شد. به آدرس اینترنتی این فرد نامه ای ارسال شده بود که آموزش قدم به قدم ارسال نامه های هفتگی فرماندار به خارج از محیط کار بود. این نامه با نام کاربری “فرماندار” و با رمز ورود “kennyc” نام فرماندار سابق نوادا عنوان شده بود.

نتیجه جنگ با یو تیوب:
شرکت قدرتمند رسانه ای Viacom برای سالها مجادلات فراوانی بر سر تخلف از کپی رایت با سایت یو تیوب داشت که در نهایت این مجادلات را در حالتی به پایان رساند که در میان دیگر شرکتهای رسانه ای به شرکتی متخلف از قوانین کپی رایت شهرت پیدا کرد. این شرکت دریافت از فایلی استفاده کرده است که اجازه پخش نداشته و به همین دلیل مورد خشم شرکتهای دیگر قرار گرفت و در نهایت تلاشهایش برای محکوم کردن یو تیوب به نتیجه ای معکوس دست یافت.

انتشار تمامی جستجوهای اینترنتی:
در سال ۲۰۰۶ شرکت AOL به صورت داوطلبانه اطلاعات جستجوی ۶۵۰ هزار نفر از کاربران خود طی دوره ای سه ماه که در حدود ۲۰ میلیون جستجوی اینترنتی را تشکیل می داد را منتشر کرد. همچنین نام کاربری AOL به نامهای کاربری اتفاقی تغییر پیدا کرد تا افراد بتوانند نتایج جستجوهای انجام گرفته توسط هر یک از کاربران را به همراه مشخصات شناسایی آنها بیابند. واضح است که جامعه آنلاین از این حرکت AOL به شدت عصبانی شد و این شرکت نیز به سرعت و با ابراز تاسف تمامی اطلاعات منتشر شده را از شبکه برداشت.

تولد اولین ویروس:
در تاریخ دوم نوامبر ۱۹۸۸ رابرت موریس فارق التحصیل علوم رایانه ای دانشگاه کرنل برنامه ای تجربی نوشت و آن را به اینترنت وارد کرد که در نهایت به اولین کرم یا ویروس اینترنتی تبدیل شد. با وجود اینکه هدف این دانشجو به هیچ وجه خرابکاری نبوده و تنها قصد داشته تا میزان وسعت اینترنت را بسنجد، این کرم به وظیفه خود عمل کرده و در حدود ۶۰۰ هزار رایانه را غیر قابل استفاده کرد. موریس به اتهام تقلب و تخلف در اینترنت به سه سال کارآموزی اجباری، ۴۰۰ ساعت خدمات اجتماعی و پرداخت ۱۰ هزار دلار خسارت شد، وی اکنون در موسسه ام آی تی مشغول به کار است.

جهان در تاریکی آنلاین:
در اوایل سال جاری در حدود یک میلیون سایت اینترنتی سوئدی با دامین کشور سوئد (.se) در حین انجام سرویسهای معمولی دامنه دچار اختلال شده و به مدت یک ساعت از کار افتادند. این اختلال به دلیل اشتباه در نوشتن قسمتی از به روزرسانی دامنه رخ داد و در حدود ده ها میلیون سایت در سرتاسر جهان را از کار انداخت، در واقع این اختلال کوچک می توانست جهان را با بحرانی بزرگ مواجه کند.

داستان جدید و جالب پیشگو

پیرمرد رو به ” مایکل ” کرد و گفت :

” من به تو این قدرت رو منتقل می کنم که با انرژی خودت بیماری آدمها رو درمان کنی … ایرادی هم نداره که به خاطر این کار ازشون پول بگیری … اما مراقب باش که از انرژی ات استفاده نابجا نکنی ! “

” مایکل ” قول داد و پیرمرد هم نیرویش را منتقل کرد .

” مایکل ” خیلی زود به عنوان دکتر انرژی درمانی برای خودش اعتبار دست و پا کرد و صاحب پول و ثروت و شهرت و … شد اما …

اما از آن روز که به عنوان مشاور و مباشر در خدمت یک قمارباز حرفه ای استخدام شد تا با نیرویش دست حریفان را بخواند و به قمارباز بگوید که چگونه بازی کند ، حرفهای پیرمرد را فراموش کرد و …

آخر این طمع ” مایکل ” باعث شد که هنگام تمرکز یک اشتاه کوچک بکند و دست حریف را اشتباه بگوید و مرد قمار باز دار و ندارش را ببازد و …

و در عوض یک گلوله توی مرکز انرژی ” مایکل “ خالی کند !!!

دانستنیهای عجیب !

آیا میدانید ؟, دانستنی ها  

جلیقه ضد گلوله ،برف پاک کن شیشه خودرو و پرینتر لیزری همگی اختراعات زنان می باشد

کانادا یک واژه هندی به معنی روستای بزرگ می باشد
سوسکها سریعترین جانوران ۶ پا می باشند با سرعت یک متردرثانیه
جلیقه ضد گلوله ،برف پاک کن شیشه خودرو و پرینتر لیزری همگی اختراعات زنان می باشد
خرگوشهاوطوطی هابدون نیازبه چرخاندن سرخودقادرند پشت سرخود را ببینند
سگهای شهری بطورمتوسط ۳ سال بیشترازسگهای روستائی عمرمی کنند
درامریکاسالانه ۱۵نفربراثرگازگرفتگی توسط سگهاجان خودراازدست می دهند
مادروهمسرگراهام بل مخترع تلفن هردوناشنوا بودنداند
۱۰ % وزن بدن انسان (بدون آب ) را باکتریها تشکیل می دهند
۱۱% جمعیت جهان را چپ دستان تشکیل می دهند
از هر ۱۰ نفر یک نفر در سراسر جهان در جزیره زندگی می کند
۹۸ % وزن آب از اکسیژن تشکیل یافته است
یک اسب در طول یک سال ۷ برابر وزن بدن خود غذا مصرف می کند
رشد دندانهای سگ آبی هیچگاه متوقف نمی گردد
چیتا قادر است درحد سرعت خود گامهایی به طول ۸ متر بر دارد
شمپانزه ها قادرندمقابل آینه چهره خودرا تشخیص دهند اما میمونها نمی توانند
روشنائی قرص کامل ماه برابر هلال ماه می باشد
یک خرس قادر است با سرعت یک اسب بدود
اسب ها قادر ند در حالت ایستاده بخوابند

داستانی کوتاه و آسان به زبان انگلیسی همراه ترجمه فارسی



John lived with his mother in a rather big house, and when she died, the house became too big for him so he bought a smaller one in the next street. There was a very nice old clock in his first house, and when the men came to take his furniture to the new house, John thought, I am not going to let them carry my beautiful old clock in their truck. Perhaps they’ll break it, and then mending it will be very expensive.’ So he picked it up and began to carry it down the road in his arms.

It was heavy so he stopped two or three times to have a rest.

Then suddenly a small boy came along the road. He stopped and looked at John for a few seconds. Then he said to John, ‘You’re a stupid man, aren’t you? Why don’t you buy a watch like everybody else?

جان با مادرش در یک خانه‌ی تقریبا بزرگی زندگی می‌کرد، و هنگامی که او (مادرش) مرد، آن خانه برای او خیلی بزرگ شد. بنابراین خانه‌ی کوچک‌تری در خیابان بعدی خرید. در خانه‌ی قبلی یک ساعت خیلی زیبای قدیمی وجود داشت، و وقتی کارگرها برای جابه‌جایی اثاثیه‌ی خانه به خانه‌ی جدید، آْمدند. جان فکر کرد، من نخواهم گذاشت که آن‌ها ساعت قدیمی و زیبای مرا با کامیون‌شان حمل کنند. شاید آن را بشکنند، و تعمیر آن خیلی گران خواهد بود. بنابراین او آن در بین بازوانش گرفت و به سمت پایین جاد حمل کرد.

آن سنگین بود بنابراین دو یا سه بار برای استراحت توقف کرد.

در آن پسر بچه‌ای هنگام ناگهان در طول جاده آمد. ایستاد و برای چند لحظه به جان نگاه کرد. سپس به جان گفت: شما مرد احمقی هستید، نیستید؟ چرا شما یه ساعت مثل بقیه‌ی مردم نمی‌خرید؟

بایدها و نبایدهای انجماد مواد غذایی

هیچ چیز جای خوراكی‌های تر و تازه را نمی‌گیرد، اما زندگی مدرن امروزی مدت‌هاست آدم‌های گرفتاری را كه همیشه وقت كم می‌آورند 
 
هیچ چیز جای خوراكی‌های تر و تازه را نمی‌گیرد، اما زندگی مدرن امروزی مدت‌هاست آدم‌های گرفتاری را كه همیشه وقت كم می‌آورند مجبور به استفاده از خوراكی‌های منجمد كرده است. خیلی وقت است كه مواد غذایی منجمد كه تولید كارخانه‌ها هستند جای خودشان را در سبد خرید مردم باز كرده‌اند، ولی هنوز هم كسانی هستند كه ترجیح می‌دهند خودشان خوراكی‌های تازه را بخرند و مطابق میلشان آنها را منجمد كنند، اما این گروه از مردم بهتر است بدانند رسالت مهم آنها برای منجمد كردن مواد غذایی نه فقط حفظ طولانی‌مدت خوراكی‌ها كه تلاش برای مقابله با میكروب‌هایی است كه اگر مواد بخوبی منجمد نشوند آنها را خالی از ارزش غذایی می‌كنند. 

بهترین وسیله برای قرار دادن مواد خوراكی در فریزر، كیسه‌های نایلونی مخصوص یا ظروف پلاستیكی دردار هستند؛ البته با این شرط كه كیسه‌ها سوراخ یا پاره نباشند و قبل از قرار دادنشان درون فریزر هوای داخل آن خالی شده باشد. اگر قصد دارید سبزی‌های مورد نظرتان را فریزری كنید حتما آنها را بپزید، اما یادتان باشد اجازه دهید اول آنها سرد شوند و بعد اقدام به انجمادشان كنید؛ چون این كار روند فساد آن را متوقف می‌كند. 

بهترین درجه برای منجمد كردن مواد غذایی نیز 15ـ درجه سانتی‌گراد است، به طوری كه درجه حرارت فریزر هیچ گاه نباید بیشتر از این عدد (یعنی گرم‌تر) باشد. حالا اگر قصد دارید با مواد فریزری شده غذا بپزید یادتان باشد كه در این كار عجله نكنید و گوشت قرمز یا ماهی را هرگز درون آب قرار ندهید چون این كار باعث جذب آب به درون بافت‌ها می‌شود و طعم این مواد خوراكی را عوض می‌كند. پس بهترین كار این است كه درباره پخت غذا سریع‌تر تصمیم بگیرید و چند ساعت قبل مواد منجمد را درون یخچال قرار دهید تا یخ آن كم‌كم باز شود.

به این نكته نیز توجه داشته باشید، اگرچه انجماد مواد غذایی می‌تواند از فساد آنها جلوگیری كند، اما نگهداری مواد درون فریزر نیز سقف زمانی مشخصی دارد كه از 3 تا 6 ماه بسته به نوع مواد متغیر است. پس اگر دیدید رنگ گوشت قرمز درون فریزر مایل به خاكستری شده است یا سبزی‌ها تیره شده‌اند بدانید كه دیگر قابلیت مصرف ندارند. به این نكته نیز توجه داشته باشید كه هر نوع ماده غذایی را نمی‌توان فریزری كرد؛ چون طعم و مزه‌اش را از دست می‌دهد مثل انواع خامه، شیر، ژله، سس مایونز، تخم‌مرغ پخته یا بسیاری از میوه‌ها.

یكی از مشخصات زنان خانه‌دار هنگام استفاده از مواد داخل فریزر به هم ریختگی مواد و نبود نظم درون محفظه فریزر است؛ به طوری كه در این شلوغی بسیاری از مواد دور از دسترس می‌مانند و حتی تشخیص این كه چه چیزی درون بسته است مشكل می‌شود، اما شما می‌توانید با اتیكت زدن روی هر بسته و مشخص كردن نوع ماده غذایی و تاریخ قرار دادن آن در فریزر از این سردرگمی جلوگیری كنید، اما نكته مهمی كه نباید فراموش شود این است كه هرگز مواد غذایی تازه را روی مواد غذایی كه قبلاً منجمد شده‌اند، قرار ندهید و هرگز بطری‌های شیشه‌ای را داخل فریزر قرار ندهید زیرا پس از انجماد خواهند تركید.

اگر فضای داخلی فریزرتان به شما اجازه می‌دهد می‌توانید هر یك از گروه‌های مواد غذایی را نیز داخل كشو یا سبدهایی كه معمولا با قرار گرفتن عكس مواد غذایی مربوطه روی آنها مشخص شده، قرار دهید.
یادتان باشد اگر می‌خواهید كالباس یا سوسیسی كه قبلا برش خورده را منجمد كنید حتما قسمت برش خورده را با نایلون فریزر بخوبی بپوشانید و سپس درون فریزر قرار دهید. توجه به این نكته نیز برای حفظ كیفیت مواد غذایی موثر است؛ نكته‌ای كه به ما گوشزد می‌كند هرگز مواد غذایی منجمد را پس از خارج شدن آنها از حالت انجماد، دوباره داخل فریزر قرار ندهید.

باور کردن این داستان سخته ولی واقعا اتفاق افتاده

ژاپن که بودم یه روز دوشنبه رفتم سر کار دیدم تو خیابون پر پلیس و شلوغه؛ وضع غیر عادی بود. یه کم پرس و جو کردم دیدیم یکی خودکشی کرده…


چندی پیش در یکی از جلسات یکی از اعضا خاطره جالبی از سفرش به ژاپن نقل کرد. این خاطره جالب شاید یکی از دلایلی باشد که نشان میدهد چرا ژاپن درحال پشت سرگذاشتن همه قدرت‌های صنعتی در دنیا است.
وی گفت:
ژاپن که بودم یه روز دوشنبه رفتم سر کار دیدم تو خیابون پر پلیس و شلوغه؛ وضع غیر عادی بود. یه کم پرس و جو کردم دیدیم یکی خودکشی کرده.
البته اینقدر تو ژاپن خودکشی زیاد بود که دیگه خیلی جای تعجب نداشت. پرسیدم: چرا طرف خودکشی کرده؟ فهمیدم طرف مهندس پیمانکار یه ساختمان بوده. قرار بود روز جمعه ساختمان رو طبق قرارداد تحویل صاحبش بده.
روز جمعه ساختمان کارش تموم نشده بود مهندس پیمانکار از صاحب ساختمان دو روز شنبه و یکشنبه مهلت میخواد که ساختمان رو ساعت هشت روز دوشنبه اول روز کاری بهش تحویل بده.
تو این ۴۸ ساعت مهندس و تیمش هر کاری می‌کنند نمی‌توانند کارهای نیمه تمام ساختمان رو تمام کنند و ساختمان رو آماده تحویل کنند.
روز دوشنبه که صاحب ساختمان برای تحویل خونه میاید با جسد حلق آویز شده مهندس پیمانکار مواجه می‌شه. حالا نکته جالب اش می دونی واسه من چی بود؟
این ساختمان فقط نصب پریز برق و نظافتش مونده بود. به دوستان ژاپنی به تعجب می‌گفتم این چه آدمی بود خب چرا خودکشی کرده برای همچین موضوع کوچکی. این دیگه خودکشی نداره که.
آنها با دهان باز نگاه می‌کردند می‌گفتند خودکشی نداره؟ این آینده شغلی‌اش به پایان رسیده بود. دو بار زیر قولش زده دیگه کسی بهش کار نمیداد. چه آدم خوبی بود!…

راه دوست داشتنی شدن

اکثریت مردم دوست دارند که برای همه شناخته شده باشند. همه دوستشان داشته باشند و بتوانند روی همه تاثیر بگذارند...

اکثریت مردم دوست دارند که برای همه شناخته شده باشند. همه دوستشان داشته باشند و بتوانند روی همه تاثیر بگذارند. دوست دارند وقتی حرفی می زنند مورد توجه دیگران قرار گیرند. در کل توجه را همه دوست دارند اما برخی خیلی زیاد دوست دارند. از این رو گاهی دست به کارهایی می زنند که شاید به نظر خودشان ایجاد جلب توجه کند و بتوانند از این طریق دوست داشتنی شوند اما همین سری کارها گاهی نه تنها باعث دوست داشتنی تر شدن نمی شود، بلکه ممکن است باعث ایجاد تنفر در دیگران گردد.

از جملۀ کارهایی که افراد فوق الذکر انجام می دهند می توان به مدلهای عجیب و غریب لباس و مو در محلهای نامتناسب، گفتار ناپسند در مقابل جمع، نشان دادن توانایی های بالقوه، گاهی دعوا و بحث و جدل و گاهی مسخره کردن دیگران اشاره کرد.

حتما شما هم این گونه افراد را زیاد دیده اید.

و اما راههایی برای دوست داشتنی شدن:

کار خاصی نکنیم و همانگونه که هستیم باشیم و به واسطۀ اعمال عجیب و غریب، باعث جلب توجه دیگران نشویم.

ادب و احترام همیشه باعث جلب توجه و علاقۀ دیگران است.

بیهوده حرف نزنیم و فقط وقتی که جای حرف زدن ماست، جمله ای بگوییم.

پاکی و زیبایی، یکی از رموز تاثیرگذاری است.

دیگران را به سخره نگیریم چرا که باعث تنفر جمع نسبت به خودمان می شویم زیرا افراد خود را به جای فرد مورد تمسخر قرار گرفته می گذارند.
شاید مطرح کردن چند راهکار فوق برای خوانندگان فهیم و کاملی همچون شما کمی احمقانه به نظر برسد اما اینطور نیست. حقیقت همین است. نیازی به فرمولهای پیچیده و استفاده از ادکلن های عجیب نیست. سادگی عین زیبایی است. لئوناردو داوینچی می گوید: Simplicity is the ultimate sophistication یعنی سادگی و بی آلایشی نهایت کمال است. یک ظاهر ساده دلالت بر ذهنی ساده دارد و ذهنی ساده یعنی عاری از آلودگی. لذا از آنجا که زیبایی جذب زیبایی میشود و هرگز جذب آلودگی نمی شود، اذهان زیبا را به سوی خود جذب کرده و باعث دوست داشتنی شدن (!) می شویم.

داستان پیوند مغز

پشت درب اطاق عمل نگرانی موج میزد.


بالاخره دکتر وارد شد، با نگاهی خسته، ناراحت و جدی …

پزشک جراح در حالی که قیافه نگرانی به خودش گرفته بود گفت :

“متاسفم که باید حامل خبر بدی براتون باشم

تنها امیدی که در حال حاضر برای عزیزتون باقی مونده، پیوند مغزه.”

“این عمل، کاملا در مرحله أزمایش، ریسکی و خطرناکه

ولی در عین حال راه دیگه ای هم وجود نداره

بیمه کل هزینه عمل را پرداخت میکنه ولی هزینه مغز رو خودتون باید پرداخت کنین.”

اعضاء خانواده در سکوت مطلق به گفته های دکتر گوش می کردند

بعد از مدتی بالاخره یکیشون پرسید :”خب، قیمت یه مغز چنده؟”

دکتر بلافاصله جواب داد :”۵۰۰۰$ برای مغز یک زن و ۲۰۰$ برای مغز یک مرد.”

موقعیت ناجوری بود، خانمهای داخل اتاق سعی می کردند نخندند

و نگاهشون با آقایان داخل اتاق تلاقی نکنه، بعضی ها هم با خودشون پوزخند می زدند !

بالاخره یکی طاقت نیاورد و سوالی که پرسیدنش آرزوی همه بود از دهنش پرید که

: “چرا مغز خانمها گرونتره؟”

دکتر با معصومیت بچه گانه ای برای حضار داخل اتاق توضیح داد که :

“این قیمت استاندارد مغزه!”

ولی مغز آقایان چون استفاده میشه، خب دست دومه و طبیعتا ارزونتر !!

نتیجه اخلاقی : اینکه تا کامل از چیزی مطمئن نشدید به خودتون مغرور نشید !

اما خانومها نگران نباشن به زودیه زود یه داستان هم برای شما آماده خواهد شد

که شما هم یه لبخند هوشمندانه بزنید ، منتظر باشید …

بزرگترین نقطه ضعف خانم ها چیست؟

کدومتون میدونه که چیه؟؟ چه عاملیه که باعث میشه در تمام مراحل زندگی زنان، تاثیر نامطلوبی به واسطه اون گذاشته بشه؟؟ متاسفانه تنها در کشورهای سنتی گرا این عامل شدیداً قدرت داره ..این عامل چیزی نیست جز یک تفکر ساده ولی مسموم! تفکری که مثل یک پیچک دور زن رو میگیره و به آرامی وی رو خفه میکنه. اینکه یک زن نمی تواند بتنهایی موفق شود و احتیاج به یک تکیه گاه دارد!! یک تفکر باطل و کاملاً غلط… شما به هرچی دختر ایرانیه نگاه کنین…


مغز همشون رو چند تا کلمه داره ویران میکنه..شوهر، عشق ، کسی که تا ابد کنارت بمونه!! تمام زنهای ایرانی زندگیشون رو دارن تو این خط خلاصه میکنن.متاسفانه پایداری هم ندارن! یعنی تا یکم تصمیم میگیرن عوض بشن زِبیخ گند میزنن تو اوضاع! ایندفعه از اونور بام می افتن پایین و اصلاً این مطالب رو پوچ میبینن و تمامش رو از ذهنشون پاک میکنن! ایندفعه میشن یه موجود نچسب که مغزش یخ بسته ! متاسفانه این تفکر باعث شده که زنان ایرانی هرچقدر هم که پیشرفت میکنند باز هم می خواهند که کسی آنها را خوشبخت کند! آنها همش تو فکر این هستند که یک نفر بیابد و بار این زندگی را برایشان بدوش بکشد! خانمها خودتون مقصرید..شما فکر میکنین سنگینی جهان برایتان زیاد است! شما تکیه گاه میخواهید ولی حاضر نیستید که ستون باشید. متاسفانه باید بگم راندمان عملیتون
افتضاحه! اکثراً زنان ایرانی خودشون رو یه نهال میبینن که داره یه طوفان رو تحمل میکنه ، منتظر یه داربسته که بیاد تا بتونه بهش تکیه بده!! خدا بگم چیکارتون کنه..بعضی هاتون هم یکم احساس میکنین که مثل اینکه قضیه مشکل داره ولی نمی دونین جریان چیه! درنتیجه شوت میکنین زیر داربست و میگین داربست میخوام چیکار؟ ..خودم مثل شیر وایمیستم جلوش…آقا باده هم ایکی ثانیه میاد زرتی نهال و ریشه و هرچی هست و نیست رو عینهو ماست میکنه می اندازه دور!!..خانمهای عزیز..لطف کنید این طرزفکر دراماتیک مامان بزرگاتون رو بریزین دور و محض رضای خدا یه ذره محکم باشین.در کتاب پیامبر و دیوانه ، اثر جبران خلیل جبران چند عبارت وجود داره که خوندش رو بهمتون توصیه میکنم.شما باید این تفکر رو جایگزین کنین.فقط دو بند از این عبارتهاش رو براتون میگم..
۱-زن و شوهر همچون ستون های یک معبد هستند که سقف را نگه میدارند ولی وزنی به دوش هم نمی اندازند
۲-از نان خود به هم بدهید اما هرکدام برای خود نانی داشته باشید..
بقیه اش رو برید بخونین و توروخدا یکم روش فکر کنید.شما فقط منتظرین که یه نفر بیاد و سنگینی شما رو تحمل کنه ولی اصلاً فکر نمیکنین اون در قبال اینکار از شما امتیاز می خواد. این افکار خاله هاتون رو هم بریزین دور که اگه عاشقه باید اینکارو انجام بده ! تو رو خدا بس کنین دیگه .یکم محکم باشین . مطمئن باشین اگه اینجوری بود به شما وانت می دادند نه شوهر!! شما باید بپذیرین که دوران اشتراک تموم شده! وقتی که مردی خرج زنش رو میده در واقع داره ازش آزادی خرید میکنه! اون مثلاُ قراره از شما محافظت کنه ولی در واقع شما رو صاحب

میشه! تو کلتون بکنین که اولین شرط آزادی اینه که دستتون تو جیب خودتون باشه.چرا روی مرد حساب میشه؟چون اون داره صورت حساب رو می پردازه!قدرت پول داره بحساب قدرت اون نوشته میشه! اصلاً روتون میشه واسه پول تو جیبی و خرج خونه هی پیشش دست دراز کنین؟بعد هم دو هزارتا جواب پس بدین که با پول قبلی چیکار کردین!! در سراسر دنیا زنها دارن کار میکنن.از تو رستوران گرفته تا توی راکتورهای اتمی، فقط توی این کشورهای سنتی گرای بی در و پیکرو بی صاحب میبینی که زنها چتربازی هم زندگی میکنن! در نتیجه آزادی نمیتونن داشته باشن.اونهایی هم که شاغل هستند باز در جهت اتینا شاغل هستند !! خانومها چرا همش معانی رو غلط تفسیر میکنین؟ جمله مالِ من و مالِ تو نداره دیگه مرد! بابا مرد بخدا! الان زندگی تو هزاره جدید حساب کتاب داره…بگیرین چی میگم.از نان خود بیکدیگر بدهید ولی هرکدام نان جداگانه داشته باشید. این اولین شرطه آزادیه : روی پای خود بودن. شما دنیای نوین می خواین ولی نمی خواین خودتون رو باهاش وفق بدین؟ مگه میشه همچین چیزی؟ اولین شرط زندگی در دنیای امروز اینه:خودت مسؤل ساخت زندگیت هستی. حالا بیام دوباره نظر خواهی رو باز کنم ببینم یه مشت شاعر نوشتن :آه ..ای دل..دوران عشق سپری شد! عاشقی مرد!…کوفت !! بخدا دارم خودمو کنترل میکنم که داد نزنم!………پوف…عزیز من عاشقی نمرده! ولی دوران اینکه تو مسؤل زندگیت نباشی تموم شده.هر فرد ۲ راه جلوی پاش داره.یا اینکه کسی مسؤل زندگیت باشه و در مقابلش باید آزادیت رو بهش بدی و یا مسؤل زندگیت باشی و هزینه آزادیت رو هم بپردازی..لوس بازی هم در نیارین!فلسفه مفت هم ننویسین چون حد وسط نداره…این مسائل هیچ ربطی هم به عاشقی یک فرد خود مسؤل نداره..میگیرین چی میگم ؟نداره..نداره..نداره..

دانستنی ها

داوینچی همزمان با یک دست می نوشت و با یک دست نقاشی می کرد !

هیتلر از مکان های بسته وحشت داشت !

مار می تواند تا نیم ساعت بعد از قطع شدن سرش نیش بزند !

هر انسان تا ۸ دقیقه بعد از قطع گردنش هنوز به هوش است !


اغلب مارها ۶ ردیف دندان دارند !

وقتی به خورشید نگاه می کنید ۸ دقیقه قبل از آن را مشاهده می کنید !

قلب میگو در سر آن واقع است !

ظروف پلاستیکی تقریبا ۵۰ هزار سال در برابر تجزیه مقاومند !

حدود ۲۵۰ نفر از محققان ناسا ایرانی هستند و رئیس کامپیوتر ناسا یک ایرانی است !

دانشمندان دریافته اند مورچه ها هم مانند انسان ها صبح ها خمیازه می کشند !

حس بویایی مورچه با سگ برابری می کند !

آیا می دانستید تصمیم بر این بود که کوکا کولا به عنوان دارو استفاده شود !

با ۳۰ گرم طلا می توان نخی به طول ۸۱ کیلومتر درست کرد !

فنلاند از ۱۷۰ هزار و ۵۸۵ جزیره تشکیل شده است !

زمین در آغاز پیدایش ۲۰۰۰ بار بزرگتر از حجم کنونی اش بود !

در زبان عربی برای کلمه شمشیر ۸۵۰ واژه مختلف وجود دارد !

گرانترین کفش دنیا ۱ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان است !

برای تخمین زدن حشره های روی زمین کافیست به ازای هر انسان ۲۰۰ میلیون حشره ریز و درشت در نظر بگیریم !

کوسه با شنیدن ضربان قلب طعمه خود آن را پیدا می کند !

فیل تنها حیوانی است که نمی تواند بپرد !

قلب وال در هر دقیقه فقط ۹ بار می زند !

ایرانیان در انگلیس ثروتمندترین قشر هستند حتی ثروتمندتر از ملکه الیزابت !

در سال ۱۳۸۰ تعداد گوسفندان زلاندنو ۴۴ میلیون راس اعلام شد در حالی که جمعیت این کشور ۴ میلیون نفر بود !

قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است !

جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند !

مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی است که تلویزیون می بینید !

۹۰% سم مار از پروتئین تشکیل شده است !

چشم انسان معادل یک دوربین ۱۳۵ مگا پیکسل عمل می کند !

آب دریا بهترین ماسک صورت است !

سرعت عطسه یک انسان برابر است با ۱۶۰ کیلومتر در ساعت !

داستان مغز متفکر بزرگترین وب سایت تبهکاری

پلیس بریتانیا موفق شد بزرگترین تبهکار سایبری که تا به حال موفق به شناسایی آن شده است را کشف کند. او سازنده وب سایتی است که هکرهای سرتاسر جهان در آن عضویت داشته و به فعالیتهای متعدد غیر قانونی مشغول بودند


این وب سایت در واقع فروشگاهی بزرگ و آنلاین بوده است که هکرها از سرتاسر جهان وارد آن شده و برای دستیابی به جزئیات اطلاعات کارتهای اعتباری و بانکی به سرقت رفته، آموختن شیوه های مختلف تولید داروهای تقلبی یا مواد مخدر و حتی نحوه ساختن بمب، پولهای کلانی پرداخت می کردند.

در بالاترین حد، وب سایت GhostMarket.net در حدود هشت هزار و ۵۰۰ عضو داشت که در ازای دریافت میلیونها پوند پول، اطلاعات بانکی افراد را به فروش می رساند و یا راهکارهایی را برای ارتکاب جرم و سپس فرار از آن در اختیار کاربرانش قرار می داد.

اطلاعات به فروش رسیده برای انجام کلاهبرداری های بزرگ از بانکها و فروشگاه های معتبر در سرتاسر جهان مورد استفاده قرار می گرفتند. خریداران بی گناه که برای خریداری اقلام مختلف به اینترنت رو می آوردند اطلاعات کارتهای اعتباری خود را که با استفاده از نرم افزارهای ویژه از رایانه های شخصی آنها به سرقت رفته بود را در اینترنت می دیدند و این اطلاعات در نهایت در GhostMarket به فروش می رسید.

اما آنچه موجب شگفتی پلیس بریتانیا شد، این بود که مغز متفکر تمامی این تبهکاری ها و جرائم خلافکاری خطرناک و شناخته شده نبود، بلکه یک پسربچه خجالتی مدرسه ای بود که در زمان دستگیری تازه ۱۸ سالگی را پشت سر گذاشته بود. هفته گذشته “نیک وبر” که پدرش یکی از سیاستمداران ارشد “گرنزی” به شمار می رفت به خاطر کلاهبرداری های متعدد متهم اعلام شده و به احتمال زیاد با مجازات زندان طولانی مدت مواجه خواهد شد.

در اصل ۲۹ اکتبر سال گذشته بود که وبر نوجوان به دام قانون افتاد، وی به واسطه فعالیتهای تبهکارانه ای که در پیش گرفته بود در گرانترین هتلها اقامت داشته و صورتحسابهای هنگفت خود را با استفاده از کارتهای اعتباری متعدد پرداخت می کرد. وی لباسهای طراحان مشهور جهان را به تن می کرد، در عکسهایی دیده می شد که در آنها بر روی هزاران پوند اسکناس دراز کشیده بود و یا خودروهای گرانقیمت سوار می شد در حالی که هنوز نتوانسته بود گواهینامه رانندگی اش را دریافت کند.

اما در یکی از اقامتهای این هکر نوجوان در پنت هاوس هتل “آتنیوم” که هزینه اقامت در آن شبی هزار و ۶۰۰ پوند است، پذیرش هتل به وی و کارتهای اعتباری متعددش مشکوک شده و پلیس را در جریان قرار داد و پلیس نیز توانست در لپ تاپ وبر اطلاعات و جزئیات دقیقی از ۱۰۰ هزار کارت اعتباری که منجر به وارد آمدن خسارت ۱۲ میلیون پوندی به شرکتهای مختلف شده بود را بیابد.

واحد جنایتهای سایبری پلیس بریتانیا که مدتها بود در جستجوی بنیانگذار وب سایت تبهکارانه GhostMarket بود سرانجام توانست بر خلاف انتظار و ذهنیتی که از این فرد داشت، یک نوجوان ۱۸ ساله را به اتهام کلاهبرداری دستگیر کند. پلیس وب سایتی که وبر با سواستفاده از نبوغ رایانه ای خود آن را بنا کرده بود به عنوان یکی از بزرگترین انجمنهای تبه کاری یاد می کند که تا به حال در جهان مجازی اینترنت مشاهده شده است.

پس از این رویداد، وبر به قید کفالت آزاد شد و به مایورکای اسپانیا رفت و با استفاده از یک لپ تاپ و یک خط تلفن همراه به فالیتهای غیر قانونی خود در وب سایت GhostMarket ادامه داد و حتی یکی از افسران پلیس واحد جنایتهای سایبری را تهدید به مرگ کرد. در نهایت وی در ژانویه سال جاری به بریتانیا بازگشت و توسط پلیس فرودگاه دستگیر شد.

پس زمینه خانوادگی “وبر” انگیزه اصلی وی را برای تبدیل شدن به یک تبهکار سایبری به یک پازل پیچیده تبدیل کرده است، زیرا پدر وی به مدت ۱۳ سال از اعضای ثابت مجلس گرنزی بوده و مادر وی نیز از مقامات ارشد کمیسیون خدمات اقتصادی گرنزی به شمار می رفته است.

بر اساس گزارش تلگراف، وب سایت GhostMarket وب سایت بسیار پیچیده ای بوده و از پنج انجمن مختلف برخوردار بوده است.

انجمنی برای هک کردن معمولی رایانه ها، انجمنی برای کارتهای اعتباری به سرقت رفته یا هک شده، انجمنی برای کلاهبرداری های بانکی و انجمنی برای دیگر انواع فعالیتهای تبهکارانه از قبیل تولید انواع داروهای خطرناک و به شدت اعتیاد آور. اما انجمن پنجم قلمرو داد و ستدهای خصوصی بود که تبهکاران از سرتاسر جهان می توانستند در آن به داد و ستد اطلاعات کارتهای اعتباری و اطلاعات شخصی افراد بپردازند.

بزرگترین اشتباه زندگی انیشتین

آلبرت انیشتین در سال ۱۹۱۷ عبارت “ثابت کیهانی” را به نظریه نسبیت عمومی خود وارد کرد تا مطابق با تفکر فیزیکدانان آن زمان معادله ای را برای پیش بینی جهان ساکن ارائه کند زمانی که مشخص شد جهان در واقع ثابت نیست بلکه در حال بزرگتر شدن است، انیشتین این عبارت را مردود اعلام کرد و برای همیشه از آن به عنوان بزرگترین اشتباه زندگی خود یاد کرد.


اما به تازگی دانشمندان بزرگترین اشتباه زندگی انیشتین را احیا کرده اند تا با کمک آن به توضیح یکی از مرموزترین نیروهای طبیعت که به نظر با نیروی گرانش در تعامل بوده و منجر به توسعه و رشد پر شتاب جهان می شود بپردازند، نیرویی به نام انرژی تاریک.

مطالعاتی که به تازگی انجام گرفته نشان می دهند ثابت کیهانی بهترین ابزاری است که می توان بر اساس آن انرژی تاریک را توضیح داده و دقیق ترین و ارزشمند ترین تخمین را از مقدار آن به دست آورد. این یافته براساس محاسبات هندسی جهان ارائه شده که نشان می دهند جهان به جای اینکه منحنی یا کروی باشد، مسطح است.

دو فیزیکدان دانشگاه پروونس در فرانسه شیوه ای جدید را برای آزمودن مدل انرژی تاریک ارائه کرده اند که نسبت به مطالعات پیشین کاملا مستقل عمل می کند. شیوه آنها بر اساس رصد های جفتهای کهکشانی دوردست با هدف محاسبه انحنای فضا پایه ریزی شده است.

دانشمندان انرژی تاریک را به واسطه مطالعه بر روی هندسه جهان مورد بررسی قرار داده اند شکل فضا به محتویتاش بستگی دارد، پدیده ای که یکی از اکتشافات نظریه نسبیت عمومی اینشتین بوده است، که نشان می دهد جرم و انرژی با کمک نیروی گرانش خود فضا-زمان را انحنا می دهند.

از این رو دانشمندان تصمیم گرفتند میزان محتوی جهان را، برای مثال مقدار جرم و انرژی از جمله انرژی تاریک موجود در جهان را با کمک محاسبه شکل آن تعیین کنند، مطالعه ای که سه گزینه اصلی را در اختیار آنها قرار داد.

فیزیکدانان می گویند جهان می تواند مانند یک صفحه مسطح باشد، مانند یک توپ کروی باشد و یا مانند یک زین انحنا داشته باشد، این در حالی است که مطالعات پیشین مدل جهان مسطح را بر دیگر مدلها ترجیح داده بودند و مطالعه جدید نیز با همین مدل موافق است.

دانشمندان با بررسی رصدهای انجام شده از جفتهای کهکشانی دوردست، شدت شکستگی نور و گرایش قرمزی نور کهکشانهای رصد شده به تعیین جهتگیری و موقعیت جفتهای در حرکت کهکشانی پرداختند و نتیجه این مطالعات با مدل جهان مسطح همخوانی داشت.

بر اساس گزارش اسپیس، با دست پیدا کردن به شواهد دقیقتر از مسطح بودن جهان، نتایج جدید برای توضیح انرژی تاریک بیشتر از نظریه های رایج و معمول، بر عبارت ثابت کیهانی که انیشتین زمانی با ناراحتی آن را مردود اعلام کرد تکیه خواهد داشت.

داستان کوتاه “قیمت تجربه”          


مهندسی بود که در تعمیر دستگاه های مکانیکی استعداد و تبحر داشت

او پس از۳۰ سال خدمت صادقانه با یاد و خاطری خوش باز نشسته شد

دو سال بعد، از طرف شرکت درباره رفع اشکال به ظاهر لاینحل یکی از دستگاه های

چندین میلیون دلاری با او تماس گرفتند…



آنها هر کاری که از دستشان بر می آمد انجام داده بودند

و هیچ کسی نتوانسته بود اشکال را رفع کند بنابراین، نومیدانه به او متوسل شده بودند

که در رفع بسیاری از این مشکلات موفق بوده است.

مهندس، این ا مر را به رغبت می پذیرد. او یک روز تمام به وارسی دستگاه می پردازد

و در پایان کار، با یک تکه گچ علامت ضربدر روی یک قطعه مخصوص دستگاه می کشد

و با سربلندی می گوید: اشکال اینجاست

آن قطعه تعمیر می شود و دستگاه بار دیگر به کار می افتد.

مهندس دستمزد خود را ۵۰۰۰۰ دلار معرفی می کند.

حسابداری تقاضای ارائه گزارش و صورتحساب مواد مصرفی می کند

و او بطور مختصر این گزارش را می دهد:

بابت یک قطعه گچ: ۱ دلار و بابت

دانستن اینکه ضربدر را کجا بزنم: ۴۹۹۹۹ دلار !